به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، امین ماکیانی را اهالی فرهنگ و هنر لرستان با روایتهایش از جنگ 12روزه و 40روزه میشناسند؛ جوانی از میان چند ده نفر از نسل هفتاد و هشتاد لرستانی که دور هم جمع شدهاند تا در خانه روایت ماه، برای نسلهای آیندهشان روایتنگاری کنند؛ روایتهایی از دل مردم کوچه و خیابان.
روزها، ماهها و سالها که بگذرند، ما میرویم؛ اما این روایتها هستند که سینهبهسینه و نقلبهنقل به نسلهای بعد منتقل میشوند. ماکیانی در دل همین روایتها قد کشیده و حالا که یکی از تاریخیترین، بیبدیلترین و منحصربهفردترین رویدادهای قرن حاضر رقم خورده است، اوست که ما را در امتداد ماجرا به قلب حادثه برده است. خبرنگار تسنیم با این جوان خوشذوق لرستانی به گفتوگو نشست تا لحظهبهلحظه آیین بدرقه قائد شهید را برایمان روایت کند.
تسنیم: از آغازین دقایق شروع مراسم بدرقه رهبر شهید، مستندنگاران، خبرنگاران، عکاسان و سیل عظیم جمعیت، هر کدام با نگاهی متفاوت تلاش کردند حجم وسیع جمعیت بدرقهکننده را به نمایش بگذارند؛ شما با چه ذهنیتی سراغ این رویداد رفتید؟
ماکیانی: فرصتی شد که روز قبل از مراسم، همراه کاروانی از اهل سنت و ماموستاها ـ امامجمعههای شهرها و روستاهای استان کرمانشاه ـ بهسمت تهران حرکت کردم. در تهران، ماموستاها و علمای اهل سنت دیگری از ارومیه، گیلان، خراسان جنوبی، هرمزگان، کردستان و یکی دو منطقه دیگر هم به ما اضافه شدند. هدفشان این بود که بهصورت منسجم در تشییع امام شهید شرکت کنند.
چند روزی که همراه علما بودم، درباره علاقهای که به امام شهید داشتند و همچنین تأکیدی که حضرت آقا همواره بر مسئله وحدت داشتند، صحبت شد. آنها به این واسطه آمده بودند که قدردانی خود را نسبت به رهبر شهید بهجا بیاورند و خداحافظی و وداعی با امامشان داشته باشند.
تسنیم: تأکید این حضور بر مسئله وحدت بود؟
ماکیانی: برای بعضیها این حضور هزینه داشت؛ چون ممکن بود جریانهای افراطی در برخی مناطق اهل سنت وجود داشته باشند و این حضور با دردسر یا فشارهایی همراه باشد؛ اما بهخاطر دینی که نسبت به وحدت احساس میکردند و نگاهی که حضرت آقا به جامعه اهل سنت داشتند، در مراسم بدرقه رهبرمان شرکت کرده بودند.
تسنیم: از روز تشییع برایمان بگویید؛ حالوهوای مردم در مراسم را چطور دیدید؟
ماکیانی: من تا ساعت 4 صبح روز تشییع پیکر رهبر شهید و خانوادهشان، یعنی روز دوشنبه، همراه با علمای اهل سنت کشور در تهران بودم. ساعت 4 صبح از محل اقامت بیرون زدم و خودم را به چهارراه ولیعصر، پشت تئاتر شهر رساندم. آنجا صحنههای بسیار جالبی را میشد دید. وقتی وارد فضای مترو شدم، با مترویی که همیشه در تهران دیده بودم، زمین تا آسمان فرق کرده بود. کاملاً احساس میکردی وارد فضایی شبیه یک حسینیه شدهای. آن معنویتی که وجود داشت، پوشش آدمها، نزدیکیشان به یکدیگر؛ در هر جایی، چه در طول مسیر، چه در مترو و اتوبوس، وقتی با آدمها مواجه میشدم و با آنها وارد گفتوگو میشدم، حس بسیار متفاوتی برایم داشت.

تسنیم: تفاوت از چه نظر؟ مگر آدمها همان آدمهای همیشگی نبودند؟
ماکیانی: نه؛ مردم ما نشان دادهاند وقتی درباره موضوعی با هم متفقالقول و همعقیده باشند، بسیار به هم نزدیک میشوند. شما وقتی با کسی صحبت میکنید که از قبل او را میشناسید، یک آشنایی قبلی وجود دارد؛ اما اینجا آن آشنایی برای یک هدف و حضور مشترک در یک نقطه اتصال شکل گرفته بود. آن نقطه اتصال، امام شهید بودند. فضای مترو، فضایی شبیه حسینیه بود. همه با لباس مشکی، چفیه، سربند و مچبند با پرچمهای ایران و پرچمهای انتقام بهویژه پلاکاردهایی که عمدتاً مضمون انتقام از قاتلان امام را داشت، حضور پیدا کرده بودند و یک جمع منسجم را شکل داده بودند.
تسنیم: چه چیزی در میان مردم برایتان جالب بود؟ این مردم همان مردمی هستند که در اجتماعاتی مانند راهپیماییهای مناسبتی شرکت میکنند.
ماکیانی: نه؛ مردم اینبار خیلی متفاوت ظاهر شده بودند. وارد چهارراه ولیعصر شدم؛ ساعت تقریباً یک ربع به پنج صبح بود و جمعیت از همان موقع بسیار زیاد بود. زن، مرد و خانوادهها داخل پارک دانشجو خوابیده بودند و منتظر شروع مراسم بودند.
با پخش نوای مداحی، مردم اشک میریختند. چیزی که بیش از همه به چشمم آمد، حضور آدمهایی بود که از نقاط مختلف کشور آمده بودند؛ پیرزنی از کرمانشاه، خانواده شهیدی از عجبشیر، افرادی از آذربایجان و کردستان؛ همه آمده بودند و چندین ساعت رنج راه را به جان خریده بودند تا در مراسم نماز بر رهبر شهید شرکت کنند. این حضور، واقعاً با تمام مراسمها و اجتماعاتی که تا امروز در کشور دیده بودم، متفاوت بود
تسنیم: همانطور که رسانههای داخلی و خارجی هم نشان دادند، جمعیت میلیونی و منسجمی در مراسم حضور داشتند. شما که در دل جمعیت بودید، این حجم از مردم را چگونه دیدید؟
ماکیانی: جمعیت مانند موج بهسمت مقصد تعیینشده در حرکت بود. مردم بهسمت میدان امام حسین میرفتند که حدود ساعت 8 صبح اعلام شد پیکر را مستقیماً به میدان آزادی منتقل کردهاند. خیابان ولیعصر از ابتدا تا انتها مملو از جمعیت بود و واقعاً تردد بسیار دشوار شده بود. خیابانهای عمود بر ولیعصر که بهسمت میدان انقلاب میرفتند نیز کاملاً مملو از جمعیت بودند. به همان اندازه که جمعیت وارد میدان میشد، به همان اندازه هم از آن خارج میشد.
شاید عدهای به این تصمیم نقد داشته باشند که چرا برخلاف وعده اولیه، پیکر مستقیماً به میدان آزادی منتقل شد؛ اما باید در نظر گرفت که باتوجهبه تراکم بسیار زیاد جمعیت، شاید این تصمیم عقلانی بود تا از وقوع تلفات جانی جلوگیری شود. به نظر میرسید اصل، حفظ امنیت این جمعیت عظیم بود. البته مردم از اینکه نتوانستند پیکر را همراهی کنند، ناراحت بودند، اما وقتی با برخی از آنها صحبت میکردم، میدیدم دلخوری شدید و سنگینی از این موضوع ندارند و شرایط را درک میکنند.

تسنیم: بله، مدیریت جمعیت واقعاً کار سختی بود. تجربه تلخی که در مراسم تشییع شهید سردار سلیمانی داشتیم، در کنترل جمعیت و مسائل امنیتی، هزینه سنگینی به همراه داشت.
ماکیانی: درست است. نکته جالبی که وجود داشت، مدیریت شهرداری در اجرای مراسم تشییع بود. تجربه چندینساله مراسم اربعین عراق در تهران بهکار آمده بود. هر چند ده قدم، یک موکب برای توزیع آب، شربت و خوراکی برپا شده بود.
چهارپایههای سیاری تدارک دیده بودند که چند شیر آب روی آن نصب شده بود و در گوشه پیادهرو به شیرهای زردرنگ آتشنشانی متصل شده بودند. هر چند صد متر نیز چند سرویس بهداشتی سیار مستقر بود. اداراتی که در طول مسیر و در معرض عبور مردم قرار داشتند، همگی در حال خدمترسانی بودند؛ چه از جهت توزیع آب و چه از نظر در اختیار قرار دادن سرویس بهداشتی، محل استراحت و نمازخانه.
حتی در کوچههای فرعی نیز این موضوع پیشبینی شده بود؛ یعنی اگر در مسیر اصلی هر خیابان پنج تا ده کوچه فرعی وجود داشت، تقریباً در همه آنها امکانات اولیه برای پذیرایی از مردم فراهم شده بود؛ از توزیع هندوانه و طالبی گرفته تا نوشیدنی و دیگر اقلام.
آبپاشها و تجهیزات خنککننده نیز برای کاهش دمای محیط و خنکشدن مردم تعبیه شده بود. در برخی نقاط نیز سایهبان نصب کرده بودند. این امکانات واقعاً کمک بزرگی بود؛ زیرا مسیر رفتوبرگشت، حداقل حدود 30 کیلومتر پیادهروی داشت و این مسیر طولانی را تا حد زیادی برای مردم قابلتحمل کرده بودند.
تسنیم: حملونقل چطور بود؟ این حجم از جمعیت چگونه جابهجا میشدند، بدون اینکه اتفاق ناگواری رخ دهد؟
ماکیانی: حملونقل خوب بود. در برخی نقاط مترو قفل شد و در بخشهایی هم خطوط اتوبوسرانی با ازدحام روبهرو شدند، اما این مسئله طبیعی بود و ناشی از تراکم بسیار بالای جمعیت بود. اگر در نظر بگیریم که در مراسم اربعین، طی 14 تا 15 روز، حدود 20 میلیون نفر در گسترهای وسیع، از مرزها تا شهرهای زیارتی عراق، جابهجا میشوند، اینجا در تهران، در یک روز و در یک محدوده جغرافیایی بسیار محدود، چنین حجم عظیمی از جمعیت مدیریت شد. به نظر من، این از منظر مدیریت شهری، اتفاقی کمنظیر و بسیار شاخص بود و شهرداری تهران و مجموعههای تابعه آن توانستند بهخوبی از عهده این مسئولیت برآیند.

تسنیم: همانطور که در روایت رسانهها هم آمده بود، با وجود این حجم بالای جمعیت، اتفاق ناگواری برای مردم رخ نداد.
ماکیانی: درست است. البته تمهیدات لازم از قبل اندیشیده شده بود. تقریباً در ابتدای هر کوچه، یک آمبولانس مستقر بود. خودروهای آتشنشانی و خودروهای امدادی و امنیتی نیز در نقاط مختلف حضور داشتند که خوشبختانه از این جهت هیچ مشکل خاصی پیش نیامد.
تسنیم: نحوه همکاری مردم چطور بود؟
ماکیانی: از ساعت 8 صبح که از چهارراه ولیعصر حرکت کردم بهسمت میدان انقلاب و بعد میدان آزادی، تا 500 متری میدان آزادی که رسیدم، تقریباً ساعت 12 ظهر شده بود؛ یعنی این مسیر برای ما 4 ساعت زمان برد و از 500 متری میدان آزادی، جمعیت قفل شده بود و دیگر نمیتوانست جلوتر برود.
از یک خیابان فرعی که بهسمت ایستگاه متروی دانشگاه شریف میرفت، برگشتیم که صحنههای خیلی جالبی را میشد آنجا دید. مردمی که خیلی عادی از خانهها بیرون آمده بودند و کمترین کاری که میتوانستند بکنند، گرفتن شلنگ آب روی مردم بود؛ تا مردم آب آشامیدنی بخورند یا شلنگهای آب را با فشار روی سر مردم میپاشیدند که خنک شوند.
بعضی هم که توان بیشتری داشتند، از قبل تدارک شربت دیده بودند. یک موردی که من دیدم و خیلی جالب بود، یک خانم و آقای حدوداً 70 ساله بودند که درِ خانه را باز گذاشته بودند، حیاط را فرش انداخته بودند و مردم میرفتند نماز میخواندند.
آقا دمِ در با شلنگ ایستاده بود و روی سر مردم آب میپاشید و خانمش که محجبه نبود و شاید در ظاهر خیلی مذهبی به نظر نمیرسید، مردم را با احترام دعوت میکرد داخل خانه. خانمها را داخل فضای خانه اسکان داده بود، مینشستند استراحت میکردند، برایشان میوه، خرما و چای میبرد و برای اینکه از سرویس بهداشتی استفاده کنند، راهنماییشان میکرد.
وقتی انگیزهشان را پرسیدم، گفتند: «ما مسلمانیم؛ داریم به مردم خدمت ارائه میکنیم.» جالبتر اینکه این کار را از هشت سال پیش تا الان انجام دادهاند. گفتند معمولاً راهپیماییهایی که به میدان آزادی ختم میشود، چون ما در یکی از کوچههای فرعی هستیم، همیشه جمعیتی از اینجا عبور میکند؛ مراسم 22 بهمن یا مثلاً روز قدس. به ذهنمان رسید که چنین کاری انجام بدهیم و این فضا و نعمتی را که خدا به ما داده، ما هم در اختیار بندگان خدا بگذاریم.
تسنیم: به نظرتان در مراسم بدرقه رهبر شهید، چه چیزی این همه اتحاد و همدلی مردم را شکل داده بود؟
ماکیانی: آن چیزی که هم در ظاهر و هم از گفتوگو با آدمها میشد به آن رسید، این بود که این حضور از چند جهت برای چند دسته از آدمها، گروهها و جریانها پیام داشت. اول اینکه شاید برای بعضی از مسئولان داخلی که همیشه روی این قضیه تأکید دارند که انتقام خون امام شهید، فتح قدس است یا اخراج نیروهای آمریکایی از منطقه، تذکری باشد که مردم مطالبهشان قصاص است.
چیزی که بهوضوح در پلاکاردهای مردم، پارچهنوشتهها و پرچمهایی که حمل میکردند، مشخص بود، تأکید بر انتقام بود؛ انتقامی از جنس کشتن ترامپ و نتانیاهو. یعنی این کاملاً مشهود و غیرقابلانکار است. تصاویر، فیلمها و عکسهایی که از پلاکاردهای مردم منتشر شده، اگر ببینید، مردم خودجوش، به هر شکل و شمایلی، از یک کاغذ ساده تا مقوا و کارتن، با جملههای مختلف روی این تأکید داشتند که ما باید انتقاممان را بگیریم و به چیزی کمتر از قتل ترامپ و نتانیاهو هم راضی نیستیم. از هر 10 نفر، دستکم 8 یا 9 نفر پرچم سرخ «یالثاراتالخامنهای» را حمل میکردند و شعارهایی که مردم میدادند، حاوی این خواسته بود که تفاهم نمیخواهند و خواهان قتل ترامپ هستند. دسته دیگر، آدمهایی بودند که رهبر شهید را در مقام یک پدر معنوی تعبیر میکنند.

تسنیم: یعنی به نظر شما این حجم جمعیت با دیدگاههای متفاوتی در مراسم شرکت کرده بودند؟
ماکیانی: بله؛ من میدیدم که برخی، بهویژه بعضی از چهرههای مدعی روشنفکری که آخرین باقیماندههای انقلابیون 57 شاید باشند، مدعی بودند که باید تغییر پارادایم بدهیم و وارد یک فضای جدید شویم؛ ولی فضای کلی جمعیت، با اعتقاد به جریان فکری رهبر شهید و ایدئولوژی ایشان که به آرمانهای امام راحل اعتقاد راسخ دارند، آرای اصلی را شکل میداد.
افراد متعددی معتقد بودند آیتالله خامنهای شهید(ره) با شجاعتی که داشت، تا پایان روی عقایدی که باور داشت ایستاد و حالا وظیفه ماست که در این مسیر بمانیم و مأموریت باقیمانده امام شهید را تکمیل کنیم.
تسنیم: این تفاوت عقیده، زیر یک لوا و پرچم، در یک مراسم جمعی واحد را شما بهعنوان روایتنگار چطور معنا میکنید؟
ماکیانی: ببینید؛ این فقط یک برداشت حسی نیست. من از آدمهای متعدد با عقاید متفاوت مصاحبه گرفتم و گفتوگو کردم. پیرمردی که از یکی از روستاهای کرمانشاه خودش را به تهران رسانده بود و چندین ساعت در راه بود، نزدیک به 70 سال سن داشت و میگفت: «مادرم سال 68 که امام رحلت کرد، برای مراسم تشییع از روستا به تهران آمده بود.»
این نشاندهنده عقلانیت عمیق مردمی است که برخی جریانهای روشنفکری، آنها را عوام هیجانزده تعبیر میکنند؛ اما مردم ما کاملاً عقلانیت سیاسی و انقلابی دارند و باورمندانه در مراسم تشییع امام شهیدشان شرکت کردند.

تسنیم: با این تفاسیر و با نگاه جامعهشناسانه، اگر به این رویداد نگاه کنیم، شاهد یک جمع منسجم و متحد با تفکرات، عقاید مختلف و خردهفرهنگهای گوناگون در ایران اسلامی بودهایم؟
ماکیانی: بله؛ و یک پیام مشخص هم به دشمن مخابره شد؛ اینکه انسجام و وحدت ملی، در عین تفاوتها، در کشور مهمترین دارایی ملت ماست. در جمعیت انبوهی که شرکت کرده بودند، از لرهایی که با اجرای مراسم گِلمالی در تهران ادای عزا کردند تا عربهای خوزستان که بهصورت عشیرهای با آیین هَذله یا یَذله ماتمشان را نشان دادند، ترکهای آذربایجان، اهالی سیستان، ماموستاهای اهل سنت ترکمن، کردستان و کرمانشاه و مردمی که با لباس محلی از عشایر قشقایی و بختیاری شرکت کرده بودند، وحدت و یکپارچگیای را که امام شهید همیشه بر آن تأکید داشت، به نمایش گذاشتند.
اما اینبار، این اتحاد حول چند مفهوم شکل گرفته بود؛ وطن، امام شهید و انتقامی که بابت ترور امام جامعه باید گرفته شود. این رویداد، در سطحی بالاتر، یک پیام کاملاً مشخص برای دشمن هم داشت؛ اینکه ایرانی که شما تصور میکنید تضعیف شده و شکست خورده است، با وجود این مردم، همیشه در مسیر رو به جلو حرکت میکند و این یکدستی و یکپارچگی، بههیچ عنوان اجازه دستدرازی به کشور را نخواهد داد.
گفتوگو از مژگان شلکه بیرانوند
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0