به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، در استانی که سالها با محرومیت، بیتوجهی و وعدههای نیمهتمام دستوپنجه نرم کرده، نام برخی مدیران فقط در قاب جلسات، بنرها و سخنرانیها دیده شده است؛ مدیرانی که آمدند، نشستند، وعده دادند و رفتند، بیآنکه اثری ماندگار در حافظه مردم باقی بگذارند. اما در همین کردستان، مردی آمد که بسیاری از پروژههای خاکخورده را از روی کاغذ بلند کرد و به میدان اجرا رساند؛ مردی که شاید منتقدان درباره سیاستهایش اختلاف داشته باشند، اما نمیتوانند نقش او را در به سرانجام رساندن برخی مطالبات تاریخی کردستان انکار کنند.
امروز مسجد جامع سنندج میزبان مراسم گرامیداشت دومین سالگرد شهادت آیتالله سیدابراهیم رئیسی و اربعین سپهبد شهید سیدعبدالرحیم موسوی بود؛ مراسمی که قرار بود صحنه قدردانی از مجاهدانی باشد که در روزگار مسئولیت، کردستان را نه از پشت میز که از دل میدان دیدند. اما آنچه بیشتر از هرچیز به چشم آمد، نه حضور پرشور مردم، بلکه صندلیهای خالی و غیبت معنادار کسانی بود که روزی خود را نزدیکترین افراد به دولت شهید رئیسی معرفی میکردند!
تلختر از خلوتی مراسم، غیبت برخی مدیران و مسئولانی بود که در همان دولت به جایگاه، پست و اعتبار رسیدند؛ کسانی که روزی در صف نخست دیدارها، عکسها و جلسات بودند اما امروز حتی حاضر نشدند برای ادای احترام به رئیسجمهوری که آنان را به مسئولیت رساند، در مسجد جامع سنندج حاضر شوند. گویی ترس از ثبت تصویر و نامشان در این مراسم، برایشان مهمتر از وفاداری، اخلاق و کمترین نشانه معرفت بود.
این غیبت، فقط یک نیامدن ساده نبود؛ نماد نوعی فرصتطلبی سیاسی بود که سالهاست اعتماد عمومی را زخمی کرده است. برخی مدیران تا زمانی کنار یک جریان و یک شخصیت میایستند که منافع، جایگاه و آیندهشان تضمین شود؛ اما به محض تغییر فضای سیاسی، گذشته خود را انکار میکنند و حتی حاضر نیستند در مراسم یادبود کسی شرکت کنند که روزی سکوی پرتاب آنان بوده است.
کردستان خوب به یاد دارد که پروژه راهآهن سنندج، بیش از دو دهه در پیچوخم وعدهها گرفتار مانده بود. مردم این استان سالها صدای سوت قطاری را شنیدند که هرگز به ایستگاه نمیرسید. دولتها آمدند و رفتند و تنها چیزی که نصیب مردم شد، کلنگهای تکراری و وعدههای انتخاباتی بود. اما در دولت شهید رئیسی، این پروژه پس از 23 سال به بهرهبرداری رسید؛ مطالبهای تاریخی که دیگر داشت به نماد فراموششدن کردستان تبدیل میشد.
ماجرای آب شرب سنندج نیز کمتر از راهآهن نبود. مردمی که سالها با بحران آب، قطعیهای مکرر و نگرانی دائمی دستبهگریبان بودند، سرانجام در همان دولت بعد از گذشت 9 سال شاهد حل بخشی از یکی از جدیترین مشکلات زیرساختی شهر شدند؛ پروژهای که سالها میان اختلافات، کمبود اعتبار و بیتصمیمی گرفتار مانده بود.
طبیعی بود مردمی که سالها طعم بیتوجهی را چشیدهاند، برای قدردانی از این اقدامات حضور پررنگتری داشته باشند. اما واقعیت تلخ این است که برخیها آرامآرام گرفتار حافظه کوتاهمدت شدهاند. البته مردم نیز دلایل و گلایههای خود را دارند؛ مشکلات معیشتی و فشار اقتصادی، اما با همه اینها، انتظار میرفت حداقل آنان که سالها از نام و اعتبار دولت شهید رئیسی بهره بردند، امروز در صف نخست این مراسم حاضر باشند، نه اینکه سکوت و غیبت را انتخاب کنند.
مراسم امروز مسجد جامع سنندج، بیش از آنکه یک آیین بزرگداشت باشد، آیینهای از وضعیت امروز سیاست و جامعه بود؛ آیینهای که در آن میشد فرصتطلبی برخی مدیران و کمرنگشدن فرهنگ وفاداری و قدرشناسی را دید.
کسانی که روزی با نام شهید رئیسی پست گرفتند، تریبون گرفتند و اعتبار پیدا کردند، امروز دقیقاً از چه چیز واهمه داشتند؟ از حضور در یک مراسم یادبود؟ از ثبت یک تصویر؟یا از اینکه مبادا هزینهای برای موقعیت امروزشان ایجاد شود؟
اگر پاسخ همین باشد، باید گفت مشکل فقط غیبت در یک مراسم نیست؛ مشکل، سقوط اخلاق مدیریتی و فراموشی سادهترین اصول وفاداری است. مردم کردستان بیش از هرچیز از مدیران و مسئولانی خسته شده که در روز بهرهبرداری و منفعت حاضرند، اما در روز وفاداری و ادای احترام، صندلیهایشان خالی میماند.
انتهای پیام/481
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0