به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در هیاهوی نامها و در میان ازدحام شهرتهای زودگذر، گاه نامی از دل گمنامی، نگاهها را به خود جلب میکند؛ شهید دکتر صادق زرین از همان شخصیتهاست که نامش پس از تأکید و تجلیل حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، بر سر زبانها افتاد و شهرت زمینیاش اوج گرفت.
شهید زرین نه تنها از خادمان امنیت و آرامش این سرزمین در وزارت اطلاعات بود بلکه علمدار جبهه فرهنگی، مردی اندیشمند، مؤمن و انقلابی و از رفیقان دیرینه رهبر معظم انقلاب به شمار میرفت؛ او از دیار میرزاکوچک جنگلی برخاست و عمر بارکت خود را در راه صیانت از امنیت کشور و خدمت بیادعا به مردم سپری کرد.
این مجاهد مخلص در چهل و یکمین بهار زندگی خویش، در سومین روز از جنگ رمضان، ردای سرخ شهادت بر تن کرد و به دیدار معبود شتافت.
سربازی گمنام در سنگر فرهنگ و امنیت
شهید دکتر صادق زرین روحیه دغدغهمندی داشت؛ در کارنامه او از همکاریهای درخشان با برنامههای فرهنگی صدا و سیما تا تلاشهای خستگیناپذیر برای برگزاری کنگرههای ملی شهدا دیده میشود؛ او با روحیه جهادی و ایثار، سعی میکرد نسل جوان را با راه و رسم مردان خدا آشنا کند و در عین حال مرد میدانهای سخت اطلاعاتی بود.
نام شهید صادق زرین، آنگاه که حاج محمود کریمی در مراسم یادبود خانواده رهبر شهید انقلاب، پیام سهگانه رهبری را بازگو میکرد، بیش از پیش در اذهان عمومی درخشید. رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای نه تنها خانواده شهدا را در ثواب روضهها شریک دانستند و بر «رها نکردن میدان» تاکید کردند بلکه نام شهید صادق زرین را به عنوان همرزم و رفیق نزدیک خود یادآور شدند.

این یادآوری مهر تاییدی بود بر عمق ایمان و اخلاص سرباز گمنام گیلانی که حالا مزار مطهرش در گلزار شهدای رشت میعادگاه دلدادگان و عاشقان فرهنگ ایثار و شهادت است.
مادر، نامش را «صادق» گذاشت تا مروج راه حق و اهلبیت باشد
یوسف زرین، پدر صبور این شهید والامقام در گفتوگویی صمیمانه با تسنیم به زمانی برمیگردد که صادق هنوز به دنیا نیامده بود اما مادرش برای او آرزویی بزرگ در دل داشت. پدر از تولد و انتخاب نام صادق برای فرزند میگوید: خداوند چهار فرزند به من عطا فرمود، صادق اولین فرزندم بود، انتخاب نام او ریشه در آرزوی قلبی مادرش داشت؛ او همیشه میگفت اگر خدا فرزندی به ما بخشد، نامش را “صادق” بگذاریم تا یادآور نام مبارک امام جعفر صادق(ع) و رسالت روشنگری آن امام همام باشد. مادرش همواره بر این باور بود که فرزندان ما باید در راه حق و مروج کلام نورانی اهلبیت باشند.
پدر و مادر صادق با انتخاب این نام در واقع میخواستند فرزندی تربیت کنند که در مسیر معرفت، تبلیغ دین و روشنگری گام بردارد. پدر شهید در گفتوگو با تسنیم از روزهایی میگوید که صادق هنوز نوجوان بود اما نشانههای انتخاب مسیر حق در او دیده میشد؛ تربیت دینی که پدر و مادر به آن توجه داشتند، صادق را از همان اوایل نوجوانی در مسیری درست و آگاهانه قرار داد.

پدر شهید میگوید: صادق از همان نوجوانی و جوانی به بلوغ فکری و بصیرت رسید و آگاهانه در مسیر آرمانهای انقلاب و منویات امامین انقلاب گام برداشت. او در دوران تحصیل در مقاطع ابتدایی و متوسطه در سنگر بسیج دانشآموزی و در سالهای تحصیل در دانشگاه آزاد نیز در قامت یک فعال بسیج دانشجویی فعالیت کرد و کم کم تبدیل به علمدار جبهه فرهنگی شد.
پدر شهید از عزم و اراده فرزند شهیدش در پیگیری یادوارههای شهدا و مدیریت کاروانهای راهیان نور میگوید: صادق با شور و اشتیاق، دانشجویان را در این سفرها همراهی میکرد تا آنان را با فرهنگ دفاع مقدس و ارزشهای متعالی اسلام آشنا کند و سربازانی شایسته برای این مرز و بوم پرورش دهد.
راز تربیت صادق؛ پیش از پدر بودن، رفیق پسرم بودم
پدر شهید در عین حال که از زندگی و روحیات صادق حرف میزند، چند توصیه پدرانه و خیرخواهانه برای همه خانوادهها دارد و به یک اصل مهم در تربیت دینی اشاره میکند؛ اصلی که از نگاه او یکی از مهمترین پایههای شکلگیری شخصیت فرزندان است.
زرین راز هدایت فرزندان را در اصالت رفتار والدین میبیند و با نگاهی عمیق به مقوله تربیت میافزاید: آنچه میتواند فرزندان را در صراط مستقیم نگاه دارد، سبک زندگی اسلامی و رفتار والدین است. معتقدم منش و رفتار پدر و مادر بنیادیترین مؤلفه در شکلگیری هویت فرزندان محسوب میشود. من و همسرم در طول زندگی همواره کوشیدیم بهگونهای رفتار کنیم که فرزندانمان دچار دوگانگی و پارادوکسهای شخصیتی نشوند. والدین، فراتر از هر نقشی باید محرم اسرار و رفیق صمیمی فرزندانشان باشند و اگر رفاقتی میان والدین و فرزند نباشد، معلوم نیست او به کدام رفیق و به چه اندیشهای پناه خواهد برد.
پدر شهید در ادامه به رابطه خاص خود با صادق اشاره کرده و میگوید: من در کنار وظایف پدرانه، همواره تلاش کردم رفیق و مشاوری امین برای صادق باشم. با این حال هرگز پس از رسیدن فرزندانم به بلوغ فکری، بهجای آنان تصمیم نگرفتم و اجازه دادم خودشان مسیرشان را انتخاب کنند.
روحیهای لطیف در کالبد مجاهدی نستوه
پدر شهید در ادامه از ابعاد پنهان شخصیت فرزندش پرده برمیدارد و میافزاید: صادق از فضایل اخلاقی ممتازی بهرهمند بود؛ او شخصیتی لطیف و روحیهای هنرمندانه داشت و همین طبع ظریف و هنری به او جذبهای خاص میبخشید که به راحتی با دیگران ارتباط میگرفت و در قلوب آنها نفوذ میکرد و علیرغم دشواریهای کار امنیتی و فرهنگی، هرگز اجازه نمیداد غبار خستگی مأموریتها بر فضای خانه بنشیند و همواره آرامش را به خانه ارمغان میآورد.

دنیای بعد از حضرت آقا، دیگر برای صادق جاذبهای نداشت
وقتی پدر به روزهای قبل از شهادت فرزند میرسد، صدا و کلماتش دگرگون میشود، نگاهی به عکس صادق میاندازد و رو به دوربین میگوید: دو شب قبل از شهادتش، دلشوره و نگرانی عجیبی به جانم افتاد؛ رهبر انقلاب قائد امت تازه به شهادت رسیده بود؛ همان شب با صادق تماس گرفتم. خیلی ناراحت بود پشت خط گفت: “بابا، پس از شهادت آقا، دیگر دنیا برام هیچ جاذبهای ندارد.” من سعی کردم با یادآوری صبرِ ایام رحلت حضرت امام (ره) به او دلگرمی بدهم و گفتم که خداوند در مصائب یار و یاور ماست. اما صادق دلش جای دیگری بود. چند روز بعد، رهبر جدید توسط مجلس خبرگان معرفی شد، اما صادقِ ما آسمانی شده بود.

آقا صادق در روز یازدهم اسفندماه 1404 به آرزوی دیرینهاش رسید. پیکر او 24 ساعت در میان آوار باقی ماند؛.. پدر شهید از لحظهای که خبر شهادت صادق را دادند میگوید: هنگام اذان بود که خبر شهادتش را شنیدم. همان لحظه سجده شکری به درگاه خداوند بهجا آوردم؛ شکر کردم که فرزندم عاقبت به خیر شد و تلاش کردم در آغوش این شکرانه، آرام بگیرم.
وداع آخر؛ فتبارکالله پسرم
زرین در ادامه سخنانش به روزی میرسد که هیچ پدری دوست ندارد دربارهاش حرف بزند؛ بهسختی کلمات را کنار هم میگذارد تا به زبان آورد، حلقه اشک را هم در چشمانش میبینم اما با هر سختی که شده ادامه میدهد: برای تحویل پیکر صادق همراه با دامادهایم به بهشت زهرا رفتیم و پیکرش را شناسایی کردم؛ سرم را بر تابوتش که مزین به پرچم ایران بود گذاشتم و گفتم: “فتبارکالله پسرم… احسنت؛ مثل همیشه روسفیدم کردی”. هرچند داغ فرزند سخت و جانکاه است اما یقین داشتم که او طبق وعده الهی، “عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ” است؛ با همین آیه قرآن به قلبم آرامش میدادم.

سربازی که رفیق رهبر معظم انقلاب بود
در بخش دیگری از این گفتوگو، پدر شهید به موضوعی اشاره میکند که بعد از شهادت صادق، بیشتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت؛ تأکید رهبر معظم انقلاب بر اینکه «یاد کنید از شهید زرین». پدر با قدردانی از حُسن توجه رهبر انقلاب میافزاید: ایشان بهسبب شناختی که از صادق داشتند و بهواسطه پیوندهای پژوهشی و رفاقتی که میانشان شکل گرفته بود از صادق نام بردند. من معتقدم رهبر انقلاب با ابراز محبت نسبت به یک “سرباز ولایت” سعی داشتند سیره و سبک زندگی شهدا در افکار عمومی الگوپردازی شود.
وقتی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد با دغدغهها و ابتکارات صادق رنگ دیگری گرفت
حسن حبیبی از دوستان شهید زرین و محقق و پژوهشگر معارف دفاع مقدس نیز در گفتوگو با تسنیم، پردهای از خاطرات سالهای حضور در بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد در دهه 80 را کنار زد و به جوان 20 سالهای رسید که وسعت نگاه، خلاقیت، دانش، روحیه عمل و ذوق فرهنگیاش، بسیار فراتر از سن و سالش بود. حبیبی درباره این جوان سرشار از انگیزه و انرژی میگوید: یکی از خاطرهانگیزترین مقاطع زندگی ما، به روزهای فعالیت در سازمان بسیج دانشجویی بازمیگردد. من توفیق داشتیم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در کنار جمعی از عزیزان از جمله شهید صادق زرین خدمت کنم. صادق همیشه میگفت نیروهای فعال در بسیج دانشجویی باید جزو بهترینها باشند؛ کسانی که در درس و معدل سرآمدند و خودش هم نسبت به بنیه علمی دانشجویان و حتی اعضای شورای بسیج حساس بود. در همان مقطع، برای جایگاه علم و فناوری اهمیت ویژهای قائل بود. با آنکه رشته دانشگاهیاش، علوم سیاسی بود اما ذهنی ایدهپرداز داشت و پیگیر برگزاری و نهادینهسازی کرسیهای آزاداندیشی بود.

دانشگاهِ خوب باید کانون کادرسازی نیروهای تراز انقلاب اسلامی باشد
حبیبی ابتکارات شهید در جذب دانشجویان را یکی از ویژگیهای متمایز او دانست و ادامه داد: شهید زرین، سخنرانیهای رهبر شهید در جمع دانشگاهیان، اساتید و دانشجویان و همچنین بیاناتی که در سفرهای دانشگاهی مطرح شده بود را گردآوری کرده و میکوشید انتظارات رهبر معظم انقلاب از دانشگاهها را در قالب برنامهها و گفتمان بسیج دانشجویی محقق کند.
به گفتی حبیبی، شهید زرین دانشگاه را صرفاً محل آموزش و تحصیل نمیدانست؛ باور داشت دانشگاهِ خوب، باید کانون کادرسازی نیروهای تراز انقلاب اسلامی باشد. از سوی دیگر، «مطالبهگری» را لازم میشمرد و در عین پایبندی به آرمانها، این مسیر را با عقلانیت و تدبیر پیش میبرد. دغدغه کار تشکیلاتی داشت و در موضوعات فرهنگی و سیاسی، صاحبنظر بود و ارتباطی محترمانه و مؤثر با اساتید برقرار میکرد.
این مدرس دانشگاه در ادامه از عزم راسخ شهید زرین و تأثیرگذاری او بر طیفهای مختلف فکری و عقیدتی سخن گفت و افزود: صادق دوست داشت اثرگذاری فعالیتهای فرهنگی محدود به جمعی خاص نماند و به همه اقشار دانشگاه تعمیم پیدا کند. در دوران دولت اصلاحات نیز با همین نگاه، کانونهای فرهنگی را راهاندازی کرد تا زمینهای برای جذب دانشجویان فراهم شود؛ یعنی اگر کسی تمایل نداشت یا امکان حضور در تشکیلات بسیج را نداشت، میتوانست ذیل همین کانونها فعالیت کند و به تدریج در فضای فرهنگی دانشگاه نقش بگیرد.

حبیبی به علاقه شهید برای اجرای برخی ویژهبرنامههای ملی در محیط دانشگاه آزاد استان اشاره کرد و گفت: صادق حتی برای شب یلدا هم برنامهریزی میکرد. یکی از اساتید گروه ادبیات دانشگاه را دعوت میکرد تا حافظخوانی داشته باشند و در کنار آن، برنامههای فرهنگی متنوع و اجرای موسیقیِ متناسب نیز تدارک میدید تا نشاط و تفریح سالم برای دانشجویان فراهم شود. باورش این بود که دانشگاه باید در حوزه اجتماعی و فرهنگی پیشتاز باشد و بر جامعه اثر بگذارد و در عین حال، نسبت به جریانهای سیاسی، مطالبهگر و هوشیار بماند اما همه اینها را بهدور از هیجانزدگی و با عقلانیت دنبال میکرد.
علمدار فرهنگی اما گمنام و بیادعا
محقق و پژوهشگر معارف دفاع مقدس در ادامه از فعالیتها و نگاه ویژه شهید زرین به حوزه راهیان نور سخن گفت و ادامه داد: تمام تلاش صادق این بود که آن سه چهار روز حضور دانشجویان در مناطق عملیاتی راهیان نور، به یک فرصت تربیتی و روشنگری تبدیل شود. حتی در مسیر رفت و برگشت، از روحانیون و راویان دفاع مقدس دعوت میکرد تا ساعات طولانی راه، به بهترین شکل استفاده شود و شرکتکنندگان بهره ببرند. پس از پایان سفر هم میکوشید ارتباط با زائران راهیان نور حفظ شود و اثر سفر، در زندگی آنان حفظ شود. بسیاری از دانشجویان در آن دوران تحت تأثیر کارهای فرهنگی او قرار گرفتند. میتوان گفت او یک علمدار فرهنگی واقعی اما کاملاً گمنام و بیادعا بود.
حبیبی تأکید رهبر معظم انقلاب بر نام شهید زرین را نقطه عطفی در شناخت شخصیت این شهید دانست و گفت: وقتی رهبر معظم انقلاب نام شهید صادق زرین را تأکید کردند، ناخودآگاه به یاد حاج قاسم افتادم، الگوی اخلاص و عملی که از دوربین رسانهها گریزان بود و دوست نداشت دیده شود اما خداوند اراده کرد که جهان او را بشناسد و ابعاد شخصیت، مدیریت و عرفانش آشکار شود. من معتقدم شهید صادق نیز چنین بود، او هم عمری گمنام تلاش کرد اما پس از شهادتش، خدا نام او را بر سر زبانها انداخت.
حسرت یک تماس؛ درد و دل با رفیق قدیمی در خلوت آمبولانس
حبیبی در پایان سخنانش وقتی میخواهد درباره آخرین روزهای حیات رفیق قدیمیاش صحبت کند، اشک بر چشمانش مینشیند و به سختی ادامه میدهد: در روزهای نزدیک به شهادتش، تلاش کردم از طریق یکی از دوستان حالش را بپرسم، نگرانش بودم. اما حسرت آخرین گفتوگو بر دلم ماند.
روزی که پیکر مطهر شهید به مرکز فرهنگی دفاع مقدس استان گیلان منتقل شد شاهد وداعی جانسوز با حضور خانواده شهید بودم. هرچه تلاش کردم جلو بروم دلم طاقت نیاورد. پس از آن، پیکر مطهر را به باغ رضوان بردیم تا برای تشییع آماده شود. من از فضای خلوت آمبولانس استفاده کردم و همانجا با صادق، یک دل سیر درد و دل کردم، خاطرات گذشته را مرور کردم و این بار، مخاطب حرفها و اشکهایم پیکر مطهرش بود.
شهید زرین جوانی از نسل حسن باقریها بود
سمیه اقدامی از دیگر همدانشگاهیهای شهید زرین در دهه 80 نیز از روزهایی میگوید که صادق با وقارِ مثالزدنی و نگاه نافذش، الگوی ناب از یک جوان تراز انقلاب را در راهروهای دانشگاه آزاد رشت به تصویر میکشید؛ اقدامی با یادآوری حال و هوای آن روزها میگوید: اولین بار ایشان را در بسیج دانشجویی دانشگاه دیدم. در آن سالها بسیج دانشجویی، محیطی پرتحرک و پر رفت و آمد داشت و جمع زیادی از دانشجویان فعال فرهنگی در آن حضور پیدا میکردند. من هم دانشجوی رشته ادبیات بودم و با وجود فعالیت در بخشهای مختلف فرهنگی، علاقه و پیوند خاصی با بسیج دانشجویی داشتم. شهید صادق زرین هم در همان سالها از نیروهای فعال بسیج دانشجویی بود و عمدتاً در بخش فرهنگی فعالیت میکرد. نکته شگفتانگیز برای من این بود که ایشان با وجود سن کم، توان تبیین و تحلیل مسائل سیاسی را داشت و تجربه و داناییاش فراتر از سن او به نظر میرسید؛ در رفتار و کردار هم بسیار متین، باوقار، کمادعا، آرام و سر به زیر بود.

مسئول نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس گیلان به دیگر روحیات شهید زرین اشاره و بیان میکند: در جلسات و نشستهایی که در بسیج دانشجویی داشتیم، معمولاً کمحرف بود اما هرگاه سخن میگفت، سخنش بر پایه مطالعه، دلیل و برهان بود و مخاطب را قانع میکرد و نشان میداد که اهل مطالعه و پیگیری است. در برخورد با خواهران هم نهایت ادب، وقار و متانت را رعایت میکرد و به حد و حرمتها توجه خاصی داشت.
به گفته اقدامی، شهید صادق زرین معمولا در برنامهها و نشستهای بسیج دانشجویی، دارای نوآوری بود و در بیانِ حقیقت و واقعیت، هراسی نداشت. از تحلیلهایش میشد فهمید که پیگیر اخبار و رسانههاست اما فقط به دیدن اخبار بسنده نمیکند بلکه آن را واکاوی میکند و به جمعبندی میرساند.
همدانشگاهی شهید در ادامه به ابتکار و مجاهدتهای فرماندهان جوان دوران دفاع مقدس اول اشاره کرده و میافزاید: شهید زرین مرا به یاد برخی شهدای جوان دفاع مقدس میانداخت که با وجود سن کم، در میدان فکر و تدبیر و عمل، چهرههای برجستهای بودند؛ مانند شهید حسن باقری و شهید زینالدین و دیگر جوانانی که به معنای واقعی، “مغز متفکر” جبههها بودند و حماسهها آفریدند؛ شهید صادق نیز برای ما چنین تصویری داشت، جوانی متفکر، پرکار، اثرگذار و جدی بود و در عین حال ویژگی شهدا را داشت. به یاد دارم که رهبر معظم انقلاب و شهید حاج قاسم سلیمانی نیز تأکید کرده بودند انسان باید شهیدانه زندگی کند تا شهید شود و شرط رسیدن به شهادت، همان روح شهادتطلبی و زیستِ مجاهدانه است.
همه از آینده درخشانش میگفتند اما او لایق مقام شهادت بود
اقدامی از آن 24 ساعتِ نفسگیر میگوید؛ زمانی که خبر آمد پیکر دکتر زرین زیر آوار ناشی از بمباران جنگ رمضان مانده است. او میگوید: وقتی خبر شهادت ایشان را در جنگ تحمیلی رمضان اسفند 1404 شنیدم، ناخودآگاه به یاد دهه 80 و خاطرات روزهای فعالیت در بسیج دانشجویی و تحلیلها و دغدغههایش افتادم؛ در همین ایام با خواهرانی که در آن دوران همدانشگاهی بودیم صحبت میکردم همه میگفتیم کاش اینقدر زود به شهادت نمیرسید.. زیرا باور داشتیم او در آینده یکی از چهرههای تاثیرگذار در حوزه سیاست و فرهنگ کشور خواهد شد؛ حتی در حد و اندازه چهرههایی مانند شهید دیالمه و به تعبیر ما، “دیالمهای از نسل امروز” خواهد شد.
وقتی شنیدم رهبر معظم انقلاب پس از اشاره به حماسهآفرینی مردم، بر نام شهید زرین تأکید داشتند، برای من و بسیاری از همدانشگاهیها و فعالان بسیج دانشجویی، مایه افتخار و شادی آمیخته به بغض شد که روزی در یک دوره از زندگی، در کنار چنین انسانی فعالیت داشتهایم. بیتردید، شهید زرین شایسته مقام شهادت بود؛ در دیداری که با خانواده ایشان داشتیم، مادرشان از عشق و علاقه عمیق ایشان به فرهنگ ایثار و شهادت میگفتند؛ اینکه از کودکی، در وجودش میل و شوقی به این مسیر دیده میشد.
اقدامی در پایان صحبتهایش میگوید: شهادت نصیب هر کسی نمیشود؛ شهید زرین چون شهدا زندگی کرد و در نهایت برگزیده شد. انشاءالله خداوند نام او را بلندتر کند و یقین دارم چنین خواهد شد. این شهید در چهار دهه عمر پربرکت خود، انسانی متعهد، مجاهد و اثرگذار در عرصه فرهنگی و امنیتی بود و امروز میتواند الگوی جوانان ایران اسلامی و بهویژه مردم گیلان باشد.
به گزارش تسنیم، نام شهید صادق زرین زمانی دوباره بر سر زبانها افتاد که در تاریخ 7 خرداد 1405، در جریان مراسم یادبود شهدای خانواده رهبر انقلاب اسلامی، محمود کریمی (مداح اهلبیت) پیامی ویژه را از سوی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای ابلاغ کرد. رهبر معظم انقلاب که شهید زرین را از دوستان نزدیک و یاران بااخلاص خود میدانستند، در پیامی تأکید فرمودند: «یاد کنید از شهید صادق زرین».
شهید دکتر صادق زرین از شهدای گیلانی مدافع امنیت کشور بود که در سومین روز جنگ تحمیلی رمضان در سن 41 سالگی به فیض شهادت نائل آمد و مزار مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای رشت قرار دارد.
گفتوگو از: زهرا رستگار
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0