به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهرکرد، نظام سلامت در ایران سالهاست با چالشی جدی به نام «هزینههای پنهان درمان» دستوپنجه نرم میکند هزینههایی که اگرچه در آمار رسمی کمتر دیده میشوند اما در زندگی واقعی مردم بهوضوح احساس میشوند.
این هزینهها به شکل پول نقد پرداخت نمیشوند اما اثر اقتصادی قابل توجهی دارند. برای مثال بیماری که به دلیل درمان از کار خود بازمیماند یا همراهی که زمان خود را صرف مراقبت از بیمار میکند در واقع بخشی از درآمد یا فرصتهای خود را از دست میدهد.
نوع دیگری از هزینهها، هزینههای غیرپزشکی است که اغلب نادیده گرفته میشوند. رفتوآمد به مراکز درمانی، اسکان در شهرهای دیگر یا خرید تجهیزات کمکدرمانی از جمله این موارد است. این هزینهها بهویژه برای ساکنان مناطق دورافتاده سنگینتر است و گاهی بیمار را ناچار میکند بارها مسیرهای طولانی را طی کند.
در این میان پرداخت مستقیم از جیب جایگاه ویژهای دارد. این نوع پرداخت شامل هزینههایی است که بیمه آنها را پوشش نمیدهد یا بهصورت غیررسمی پرداخت میشود. چنین هزینههایی میتواند خانوادهها را با فشار مالی شدید یا حتی هزینههای کمرشکن مواجه کند و در برخی موارد آنها را به مرز فقر بکشاند.
در چنین شرایطی «نظام ارجاع و پزشک خانواده» بهعنوان یکی از راهکارهای کلیدی برای مهار این هزینهها مطرح شده اما اجرای ناقص طرح این ظرفیت را به فرصتی نیمهتمام تبدیل کرده است.
در نگاه اول مهمترین مزیت نظام ارجاع ایجاد نظم در مسیر درمان است. این نظام با تعریف سطحبندی خدمات، بیمار را از مراجعه مستقیم و بیضابطه به متخصصان بازمیدارد و ابتدا به پزشک عمومی هدایت میکند.
نتیجه این فرآیند کاهش مراجعات غیرضروری، جلوگیری از تکرار آزمایشها و در نهایت کنترل هزینههاست مزیتی که در بسیاری از نظامهای سلامت موفق جهان بهخوبی به اثبات رسیده است.
از سوی دیگر نظام ارجاع میتواند نقش مهمی در کاهش پرداخت از جیب مردم ایفا کند. زمانی که بیمار در مسیر تعریفشده حرکت میکند خدمات درمانی هدفمندتر ارائه شده و از تحمیل هزینههای اضافی جلوگیری میشود. این موضوع بهویژه برای اقشار کمدرآمد اهمیت بیشتری دارد چرا که آنها بیش از دیگران در معرض هزینههای کمرشکن درمان قرار دارند.
با این حال اجرای این نظام در ایران با چالشهای جدی مواجه است. در حال حاضر یکی از مهمترین معایب ضعف زیرساختها و ناهماهنگی میان سطوح مختلف ارائه خدمات است. در بسیاری از مناطق دسترسی کافی به پزشک خانواده وجود ندارد یا سیستم ارجاع بهدرستی میان پزشک عمومی و متخصص برقرار نیست موضوعی که در برخی موارد باعث بیاعتمادی مردم و دور زدن این نظام میشود.
مشکل دیگر فرهنگسازی ناکافی است. بخشی از جامعه همچنان مراجعه مستقیم به متخصص را نشانه کیفیت بهتر درمان میداند و تمایلی به طی کردن مسیر ارجاع ندارد. این نگاه نهتنها هزینهها را افزایش میدهد بلکه کارایی کل نظام سلامت را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
از منظر ارائهدهندگان خدمات نیز نظام پرداخت فعلی یکی از موانع اجرای موفق نظام ارجاع است. زمانی که درآمد پزشکان و مراکز درمانی بر اساس تعداد خدمات ارائهشده تعریف میشود انگیزهای برای کاهش مراجعات یا مدیریت تقاضا وجود ندارد. این تضاد منافع عملاً فلسفه اصلی نظام ارجاع را با چالش مواجه میکند.
پراکندگی و ضعف پوشش بیمهای نیز کارایی این نظام را کاهش داده است. اگرچه بیمهها نقش مهمی در هدایت بیماران دارند اما در عمل پوشش ناقص خدمات و تفاوت میان بیمهها مسیر ارجاع را برای بیماران پیچیده و گاه بیاثر میکند.
با این وجود نمیتوان از مزایای بلندمدت نظام ارجاع چشمپوشی کرد. این نظام در صورت اجرای صحیح علاوه بر کاهش هزینهها به ارتقای کیفیت خدمات نیز کمک میکند. پزشک خانواده با شناخت دقیق از وضعیت سلامت بیمار میتواند تصمیمگیریهای دقیقتری داشته باشد و از درمانهای پراکنده و ناهماهنگ جلوگیری کند.
برای همین باید پذیرفت که نظام ارجاع نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت برای پایداری نظام سلامت است. ادامه روند فعلی به معنای افزایش هزینهها و فشار بیشتر بر خانوارها خواهد بود. اما تحقق اهداف این نظام، نیازمند عزم جدی در اصلاح ساختارها، تقویت زیرساختها و جلب اعتماد عمومی است.
نظام ارجاع اگرچه در ایران هنوز به بلوغ کامل نرسیده است اما همچنان یکی از مؤثرترین ابزارها برای مهار هزینههای پنهان درمان به شمار میرود ابزاری که موفقیت آن، به کیفیت اجرا نه صرفاً به وجود آن بر روی کاغذ وابسته است.
یادداشت از فاطمه قاسمی، خبرنگار و فعال رسانه
انتهای پیام/7540
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0