به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود،باران ریز و آرامی از عصر بر آسمان شاهرود نشسته بود و خیابانهای منتهی به میدان امام خمینی کمکم حال و هوایی متفاوت به خود میگرفت.
ساعت هنوز به هشت شب نرسیده بود که موجهای پیدرپی مردم از کوچهها و خیابانهای اطراف به سمت میدان روانه شدند؛ حضوری که از همان ابتدا نشان میداد این شب، یکی از شبهای پرشور شهر خواهد بود.
چراغهای میدان در میان قطرههای باران برق میزد و صدای همهمه جمعیت، فضای میدان را پر کرده بود.
پیر و جوان، زن و مرد، خانوادههایی که کودکانشان را همراه آورده بودند و گروههایی از جوانان که پرچم در دست داشتند، در کنار هم ایستاده بودند و فضای میدان را به صحنهای از همدلی و همراهی تبدیل کرده بودند.
مردم از اقشار مختلف در این اجتماع دیده میشدند؛ از کسبه بازار که پس از بستن مغازههایشان خود را به میدان رسانده بودند تا دانشجویان و دانشآموزانی که در کنار دوستانشان آمده بودند.
برخی خانوادهها با چتر و برخی با بارانی در میان باران ایستاده بودند، اما به نظر میرسید خنکی هوا و نمنم باران، نهتنها از شور جمعیت کم نکرده، بلکه حال و هوایی خاص به مراسم داده است.
در گوشهای از میدان، گروهی از نوجوانان با شور و هیجان شعارهایی سر میدادند و جمعیت با آنها همراهی میکرد.
صدای طبل و سرودهایی که از بلندگوها پخش میشد، فضای میدان را پر کرده بود و جمعیت با دستهایی برافراشته، همراهی میکردند.
در میان جمعیت، «حمید رضایی» یکی از شهروندان شاهرودی که همراه خانوادهاش در مراسم حضور داشت، درباره حال و هوای این شب گفت: «این اجتماعها فرصتی است که مردم کنار هم جمع شوند و نشان دهند هنوز هم حس همبستگی و همراهی در شهر زنده است. با اینکه هوا بارانی است، اما میبینید که مردم با اشتیاق آمدهاند.تهدیدهای ترامپ بی اثراست به قول رهبرشهیدمان خدای سال شصت خدای امسال است،ما آمده ایم تا به نیروهای مسلح خود بگوییم خیابان با ما میدان با شما.»
کمی آنسوتر، «مریم کاظمی» معلمی که به همراه چند نفر از همکارانش در میدان حضور داشت، از حال و هوای مراسم چنین گفت: «فضای امشب خیلی خاص است. باران، نور چراغها و حضور مردم در کنار هم حس عجیبی به میدان داده است. این حضور نشان میدهد مردم هنوز نسبت به سرنوشت جامعه و کشورشان حساس هستند.وی گفت: درست است که کشور در این جنگ متحمل خسارات سنگینی شده است وبزرگان زیادی را از دست داده ایم،ولی تاریخ گواه خوبیست که بدانیم ایران از تمام این سختی ها با سربلندی عبور میکند،آمده ایم تا به رهبرمان بگوییم غمت نباشد ما هستیم.»
هرچه زمان میگذشت، جمعیت بیشتری به میدان میرسید. خیابانهای اطراف نیز مملو از مردمی شده بود که آرامآرام به سمت مرکز تجمع حرکت میکردند. برخی تلفنهای همراهشان را بالا گرفته بودند تا لحظهها را ثبت کنند و برخی دیگر در میان جمعیت با دوستان قدیمی دیدار میکردند.
در میان جمعیت، حضور خانوادهها جلوهای خاص به مراسم داده بود. پدرانی که کودکانشان را روی دوش گرفته بودند و کودکانی که با دست های کوچکشان پرچم سه رنگ ایران را در هوا تب میدادند، مادرانی که دست فرزندانشان را در میان ازدحام محکم گرفته بودند و نوجوانانی که با شور جوانی در صفهای جلو ایستاده بودند و با مشت های گره کرده شعار سر میدادند، تصویری از نسلهای مختلف شهر را در کنار هم نشان میداد.
«علی صادقی» یکی از دانشجویان حاضر در مراسم، درباره انگیزه حضورش گفت: برای من مهم بود که در این اجتماع شرکت کنم. اینجا میتوانیم کنار هم باشیم و احساس مشترکی را تجربه کنیم. حضور مردم نشان میدهد هنوز هم روحیه مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت در شهر زنده است.
نمنم باران همچنان ادامه داشت و قطرههای باران روی پرچمهایی که در دست مردم بود مینشست. اما هیچکس میدان را ترک نمیکرد؛ گویی مردم تصمیم گرفته بودند این شب را با تمام حس و حالش تجربه کنند.
در بخش دیگری از میدان، گروهی از جوانان با صدای بلند سرودهایی را همخوانی میکردند و جمعیت با دست زدن و همراهی، فضای میدان را پرنشاطتر میکرد. نور چراغها، صدای جمعیت و باران آرام، ترکیبی از یک صحنه ماندگار در ذهن حاضران ساخته بود.
با نزدیک شدن به پایان مراسم، هنوز هم گروههایی از مردم در میدان ایستاده بودند و درباره فضای امشب با یکدیگر صحبت میکردند. برخی معتقد بودند چنین اجتماعهایی فرصتی برای دیدار دوباره مردم شهر و تقویت حس همدلی است.
میدان امام خمینی شاهرود در این شب نیمهبارانی، شاهد موج سیوششم حضور مردمی بود که آمده بودند کنار یکدیگر بایستند و لحظهای مشترک را تجربه کنند. شبی که شاید باران آرامش را بر شهر نشانده بود، اما گرمای حضور مردم، میدان را سرشار از زندگی و حرکت کرده بود.
گزارش از علیرضا رحیمیان
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0