به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، پنجم شهریور 1400، تنها چند هفته پس از آغاز به کار دولت سیزدهم، شهید رئیسی در یک سفر از پیش اعلامنشده وارد اهواز شد. او در همان بدو ورود در فرودگاه شهید سپهبد سلیمانی اهواز گفت: “مردم خوزستان مردمانی بسیار خوب و شایستهاند که بر گردن تمام ملت ایران حق دارند.” او این جمله را صرفا از سر ادب و احترام نگفت، بلکه در همان روز به روستاهای جفیر سر زد، از کارگاههای فاضلاب اهواز بازدید کرد، به بیمارستان رازی رفت و شبانه در محله “منبع آب” که یکی از محرومترین محلات اهواز است در کنار مردم نشست. رهبر انقلاب نیز همین سفر را “جلوه ای از مردمی بودن” خواندند. تعبیری که بازتاب روحیات مردمی شهید رئیسی بود.
شهید رئیسی سیاستمداری نبود که از پشت میز به استان ها نگاه کند. او در سال نخست ریاستجمهوری با سفر به تمامی 31 استان، رکورد سفرهای استانی دولت های قبل را جا به جا کرد. شهید رئیسی در مجموع 33 ماه ریاست جمهوری، 49 بار سفر استانی داشت. اما خوزستان در این بین استثنا بود؛ با هشت سفر. آخرینبار اسفند 1402 بود که شهیدجمهور رئیسی به خوزستان آمد.
اما آن چه که این سفرها را متمایز میکند، کمیت نیست، بلکه ساختار این سفرهاست. شهید رئیسی ساختار معمول سفرهای استانی را تغییر میداد. او اهل مرکزنشینی نبود. به روستاهای دورافتاده میرفت، به کارخانه های تعطیل شده. این مقصدها، جزو بازدیدهای همیشگی او بودند.
در ابتدای دوره ریاست جمهوری او، خوزستان با مشکلات متعددی مانند کم آبی، ریزگردها، بیکاری، معیشت و … رو به رو بود. شهید رئیسی در همان سفر اول، صریح گفت: “مردم بدانند تمام دغدغه ما در دولت این است که بتوانیم مسائل مردم را عموما و مسائل استان خوزستان را خصوصا رفع کنیم.” او چه در دوران مسئولیت قوه قضاییه و چه در دوران ریاست جمهوری، اهل رفتن به میدان بود. کلید حل مشکلات را در مدیریت میدانی میدید. این نگاه شهید رئیسی بازتابی از روحیه جهادی اش بود. او میگفت: ” مشکلات استان خوزستان نیاز به کار جهادی دارد. نسبت به استان خوزستان باید دین خود را ادا کنیم و ادای دین ما یعنی شناختن و مرتفع ساختن نیاز استان.” معتقد بود که حضور دولت در میدان، شعاری و نمادین نیست، بلکه بررسی مشکلات و تلاش برای رفع کمبودها و محرومیت هاست.
در یکی از سفرهای استانی شهیدجمهور از این که “چرا اجازه حضور بیشتر میان مردم را نمیدهید؟” گلایه کرده بود. او مدیری بود که نگران حضور “خیلی کم” در بین مردم بود و این همان نقطه تفاوت بین مدیریت جهادی و مدیریت نمادین است. او پشت کارخانه های تعطیل شده استان، صدها کارگر بیکار شده را میدید و معتقد بود نمیتوان این مشکلات را از پشت میز حل و فصل کرد. او میگفت: “همه دغدغه من و دولت مردمی این است که مشکلات همه مردم کشور و بهویژه این استان مقاوم را با مشارکت خود مردم حل کنیم.”
شهید رئیسی در حکم انتصاب استاندار خوزستان نیز به صراحت از “اهتمام به تحقق عدالت، رفع فقر و تبعیض، و استفاده از ظرفیت جوانان مستعد خوزستانی” نام برد.
اکنون مدیران و مسئولان، این الگوی مدیریت جهادی را باید مانند یک میراث ببینند. این میراث شهیدجمهور باید نهادینه شود. میدان داری، حضور مستقیم در بین مردم، پیگیری مستمر و مسئولیت پذیری باید در ساختار مدیریتی کشور ریشه دار شود.
در آخر، مردم استان خوزستان که هشت بار میزبان شهید رئیسی بودند، قدر مدیریت میدانی و جهادی را میدانند. مطالبه اصلی آنها، استمرار همان روحیه جهادی شهیدجمهور در بین مسئولین است.
یادداشتی از حسن نجداوی پور
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0