به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در جامعههای امروزی یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و اجتماعی، شناسایی و تحلیل رفتار قشر خاکستری است. این قشر که اغلب به عنوان “افراد میانهحال” شناخته میشوند، نه به طور قطعی موافق نظام و انقلاب هستند و نه به طور کامل مخالف. آنها به طور کلی نسبت به وضعیت موجود نگاهی خنثی دارند، اما در عین حال بسیار حساس به شرایط اقتصادی و رفاهی هستند. این گروه معمولاً ابراز میکنند که در صورتی که شرایط زندگی به بهترین شکل ممکن باشد، مشکلی با نظام و انقلاب نخواهند داشت.
از دیدگاه علوم شناختی و نوروساینس این رفتار قابل تفسیر است. سیستم شناختی انسان به طور طبیعی به دنبال کمترین چالش و بیشترین امنیت روانی است. گرفتن موضع قطعی (موافق یا مخالف) در مسائل سیاسی و ایدئولوژیک، هزینههای شناختی، احساسی و گاهی اوقات مادی نیز دارد. بنابراین این قشر تمایلی به گرفتن موضع قطعی ندارد و به جای آن در منطقه امنی قرار میگیرد که به آن “خنثی بودن” گفته میشود.
این گروه از افراد، در واقع یک “سیستم واکنشی” هستند، یعنی در صورتی که شرایط زندگی به سمت مطلوبیت حرکت کند، تمایل به حمایت از نظام را نشان میدهند، اما اگر شرایط به سمت بدتر شدن بروند، ممکن است به سمت مخالفت یا ناامنی حرکت کنند، البته این واکنشها اغلب ایدئولوژیک نیستند، بلکه بیشتر مبتنی بر منافع شخصی، امنیت اقتصادی و رفاه زندگی است. این افراد حاضر نیستند برای حمایت یا مخالفت خود هزینههای مادی یا معنوی بپردازند، زیرا این کار ممکن است آنها را از منطقه امن خود خارج کند.
در این میان، جنگ شناختی و رسانهای دشمن، بیشتر روی این قشر متمرکز است. چرا که تغییر نظر این افراد نسبتاً آسانتر است و میتواند تأثیرات چشمگیری بر موازنه اجتماعی و سیاسی داشته باشد. بنابراین، از دیدگاه علوم شناختی، این قشر به عنوان یک “نقطه تبدیل” در جامعه مطرح میشود.
برای حفظ حمایت این قشر بزرگ، دو چارچوب اصلی میتواند مورد توجه قرار گیرد:
1. بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی: ایجاد محیطی که افراد بتوانند با امنیت و رفاه زندگی کنند، میتواند آنها را به سمت حمایت از نظام سوق دهد.
2. ارائه روایتهای قوی و معتبر در رسانهها: این قشر به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد، بنابراین ارائه پیامهایی که با منطق و احساسات آنها همخوانی داشته باشد، میتواند به تثبیت نظر و حمایت آنها منجر شود.
در نهایت، این گروه میتواند به عنوان یک “چرخه انتقالی” در جامعه عمل کند. اگر به درستی مدیریت شود، میتواند به عنوان یک حمایت قوی برای نظام عمل کند، در غیر این صورت، ممکن است به عنوان یک چالش جدی نیز ظاهر شود. بنابراین، توجه به این قشر از دیدگاه علوم شناختی و نوروساینس، نه تنها یک نیاز سیاسی، بلکه یک ضرورت علمی نیز محسوب میشود.
سلمان بهادران، دانشجوی دکتری علوم شناختی و تحلیلگر گفتمان خبری
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0