به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، میدان حماسه رشت در قرار شصت و دوم شبانهاش با نوحه زیبا و آشنای “با نوای کاروان، بار بندید همرهان، این قافله عزم کرببلا دارد” از گلوی حاج صادق آهنگران، شور و حال خاص و دلنشینی پیدا کرد.
مردم دلداده ساعتها ایستاده بودند به انتظار نوحههای حماسی او تا روح و جان خویش را جلا دهند تا اینکه حاج صادق پا روی صحنه گذاشت؛ چهرهاش همان آرامش همیشگی را داشت، اما در برق نگاهش میتوان جبهههای نور، سنگرهای خاکی و صفوف بههمپیوسته رزمندگانی را دید که با صدای او دل به میدان نبرد میزدند.
حاج صادق “نوای کاروان” میخواند و جمعیت میدان نیز میجوشید؛ در میان جمعیت بعضی ریشسفیدها چشمهایشان را بسته بودند و در ذهنشان تصویر سالهای دفاع مقدس اول را مرور میکردند و اشک از گوشه چشمانشان جاری میشد، بعضی هم با صدای بلند همنوا شده بودند. در گوشه دیگر میدان بانوان و کودکانشان هم با شور و حال عجیبی میخروشیدند و نوحه را تکرار میکردند.


سالها از دفاع مقدس اول گذشته است، اما برای حاج صادق و همنسلهایش هنوز صدای آن روزها خاموش نشده است. صدای گلولهها، نجوای یارانِ شهید در سنگرها و ندای الهامبخش امام(ره) همچنان در گوش و جانشان طنین دارد.
حاج صادق در میدان حماسه رشت پیش از آن که نوای معروفش را بخواند لحظهای مکث میکند، سپس در مقابل جمعیت عظیم پیشروی خود، از مقاومت و ایستادگی مردم گیلان از دفاع مقدس اول تا امروز و اعزام جوانان این دیار به جبههها از میدان شهدای ذهاب رشت و از روحیه جوانان امروز برای دفاع از وطن میگوید.
شور خاصی در میدان حماسه جریان دارد؛ مردم بهطور فشرده کنار هم ایستادهاند، حاجصادق میکروفون را نزدیکتر میآورد و روی صحنه حرکت میکند تا خود را به مردم نزدیکتر کند، سپس با صدایی که سالها خاطره در خود دارد، میخواند: با نوای کاروان، بار بندید همراهان، این قافله عزم کرب و بلا دارد، سوی دیار عاشقان، رو به خدا میرویم، بهر ولای عشق او، به کربلا میرویم. جمعیت میدان هم با شور و نشاطی خاص با او تکرار میکنند.

مراسم رو به پایان بود، حاج صادق صلواتهایش را میگیرد و سپس از پلههای سن پایین میآید؛ چهرهاش خسته بود، اما نگاهش هنوز برق صحنه و هیجان جمعیت را در خود داشت. همین که پایش به پایین سن رسید، اصحاب رسانه دورهاش کردند؛د وربینها بالا رفت و سوالات یکی پس از دیگری پرسیده شد.

میدان حماسه رشت را چطور دیدید؟ حاج صادق با آرامش خاص خودش گفت: یکی از زیباترین و بهترین مراسماتی بود که در این ایام شرکت کردم، جمعیت باشکوهی در میدان شهدای ذهاب بود، من بارها خاطره اعزام رزمندگان گیلانی به جبههها از همین میدان شهدای ذهاب را تعریف کرده و همیشه در ذهنم بود. امشب آن خاطرات دوباره برایم زنده شد.
نور فلاشها روی صورت حاج صادق بود اما ادامه میدهد: شور و شکوه میدان شهدای ذهاب رشت واقعا وصفناپذیر بود، مردمی که سالها پیش جوانانشان را با عشق و دعا از همین میدان راهی جبههها میکردند و امروز هم با همان روحیه استقامت و همدلی در کنار هم برای وطن ایستادهاند بلکه با بصیرت و غیرت دینی و اتحادی بالاتر.
حاج صادق میگوید: من امشب چهرههای مختلفی را بین جمعیت دیدم، از نوجوانان و جوانان گرفته تا پیشکسوتان دفاع. این همراهیها و همنفس بودنها از برکات خون و مظلومیت رهبر شهیدمان است که باعث تقویت اتحاد و ذلیل شدن دشمن شد تا جاییکه مردم ترسی از دشمن ندارند. حماسه این شبها در تمام سالهای دفاع مقدس اول و انقلاب اسلامی نظیر نداشت.

این پیشکسوت دوران دفاع مقدس در ادامه با یادآوری ذکری که رهبر شهید تاکید داشتند گفت: یکبار که خدمت رهبر شهید رفته بودم از ایشان خواستم ذکری به من بگویند. گفتند زیاد بگو “لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم”. یعنی هیچ نیرویی بزرگتر از قدرت خداوند نیست.
حاج صادق ادامه میدهد: امرو به دوستانم توصیه میکنم این ذکر را بگویند و ثوابش را به روح مطهر رهبر شهیدمان هدیه کنند.
وی در پایان رو به اصحاب رسانه کرد و گفت: از شما هم ممنونم، امشب واقعاً گل کاشتید. حضور و تلاش شما کمک کرد شور و شکوه این جمعیت به زیبایی منعکس شود و فضای صمیمی و هماهنگ مردم بهتر دیده شود و در عین حال بسیاری از فتنههای دشمن خنثی شود. تلاشتان ستودنی است.
لحظاتی بعد نور دوربینها خاموش شد، اما حس آرامش مداحیهای حماسیهای حاج صادق هنوز در میدان جاری بود و قرار شصت و دوم شبانه رشتوندان نیز با نوحه زیبایش و ذکر و همدلی به پایان رسید.
زهرا رستگار
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0