به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، سید مجید میررکنی، عضو هیئت علمی دانشگاه، عضو انجمن هواشناسی ایران و مشاور و مجری راهبرد مدیریت تغییر اقلیم در یادداشت اختصاصی با عنوان “تشنگی بهمثابه پیشران تمدن: بازاندیشی در منطق توسعه در سرزمین کمآب ایران” که در اختیار تسنیم قرار داده، نوشت:
در ادبیات کلاسیک ما، «تشنگی» اغلب استعارهای از طلب، حرکت و آفرینش است. این همان معنایی است که مولانا در بیت آشنا خلاصه کرده است: «آب کم جوی، تشنگی آور به دست تا آبت بجوشد از بالا و پست» و شاید هیچ سرزمینی به اندازه ایران، با این استعاره زندگی نکرده باشد.
فلات ایران جایی است که کمبود آب نه یک حادثه، بلکه یک وضعیت تاریخی و ساختاری بوده است؛ وضعیتی که زیست و تمدن را نه بر پایه وفور، بلکه بر اساس «سازگاری» شکل داده است.
اگر بخواهیم از یک پیشران تمدنی در تاریخ ایران یاد کنیم، این پیشران نه «آب» بلکه «تشنگی» بوده است؛ نه از آن رو که کمبود، ستودنی است، بلکه از آن جهت که محدودیت، خلاقیت را بیدار میکند و سازگاری را به یک زیستفلسفه بدل میسازد.
قنات معماری زیرزمینی سازگاری
ایرانیان با قنات، راهی یافتند تا بدون تجاوز به آهنگ طبیعت، از آب بهرهمند شوند. این سازه شگفتانگیز محصول عالمی است که در آن انسان بهجای تسخیر طبیعت، با آن همنوا میشود.
قنات را باید شعری دانست که در آن عقل، تجربه و ریاضیات در خدمت سازگاری قرار گرفتهاند. جریان آرام، مداوم و کمهزینه قنات نشان میدهد که توسعه ایرانی در دوره طولانی تاریخ، توسعهای پایدار، تدریجی و مبتنی بر ظرفیت بوده است. قنات، در حقیقت، یادآور این است که کمآبی برای ایرانیان نه مانع، بلکه پیشران نوآوری بوده است.
کاهگل نخستین کامپوزیت اقلیمی
مصالحی چون کاهگل نیز محصول همین منطقاند. کاهگل را میتوان یکی از نخستین کامپوزیتهای پایدار جهان دانست؛ تلفیقی هوشمندانه از خاک و الیاف گیاهی که بهطور طبیعی با اقلیم خشک سازگار است.
این ماده، عایق حرارتی، در دسترس، قابل تعمیر و کمهزینه بود. اما مهمتر از ویژگیهای فیزیکی آن، جهانبینی پشت آن است: معماریای که از دل اقلیم برمیآید، نه علیه آن. در اینجا نیز محدودیت اقلیمی پیشران خلاقیت است؛ نه چالشی که باید با زور فناوری بر آن غلبه کرد.
بادگیر مهندسی هوا و زیبایی
در معماری ایران مرکزی، بادگیر نماد دیگری از سازگاری است. سازهای که برای هدایت هوا، ایجاد جریان و کاهش دما بهکار میرفت؛ بیآنکه انرژی فسیلی صرف کند یا محیط را تخریب سازد.
بادگیر تنها یک جلوه زیباییشناختی نیست؛ یک دستگاه خنککننده است که با منطق طبیعت کار میکند. این معماری به ما یادآوری میکند که تمدن ایرانی زمانی پدیدار شد که انسان تصمیم گرفت در اقلیم زندگی کند نه در برابر اقلیم.
گسست از سنت سازگاری
بخش نگرانکننده داستان، گسستی است که در سده اخیر رخ داده است. توسعه معاصر در ایران اغلب بر اساس وفور فرضی آب طراحی شده است؛ گویی چاه، سد و انتقال بینحوضهای قادرند محدودیت را از میان بردارند. نتیجه این رویکرد، شکلگیری الگوهای ناپایدار کشاورزی و سکونت، فرونشست زمین، نابودی تالابها و تنشهای فزاینده بر سر منابع آب است.
در این گسست، یک خطای معرفتی تکرار شده است: اینکه آب باید عامل توسعه باشد، نه حد توسعه و این همان جایی است که از منطق تاریخی خود فاصله گرفتهایم.
بازگشت به اصل فراموششده
سازگاری، نه یک ارزش سنتی، بلکه ضرورتی نوین و بیبدیل برای ایران امروز است. بازگشت به منطق سازگاری بهمعنای نفی فناوری نیست؛ بلکه بهمعنای بازتعریف رابطه میان توسعه و ظرفیت طبیعی است.
قنات، کاهگل و بادگیر صرفاً میراث گذشته نیستند؛ اینها اسناد یک عقلانیت اقلیمی هستند. عقلانیتی که میگوید: در سرزمینی خشک، تشنگی باید پیشران توسعه، اندیشیدن، صرفهجویی، سازگاری و نوآوری باشد.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازخوانی همین حقیقت باشیم: تمدن ایرانی بر پایه تشنگی ساخته شد؛ نَه، وفور آب و آینده آن نیز تنها با پذیرش این واقعیت دوام خواهد آورد.
انتهای پیام/424
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0