سارا اکبری، استاد دانشگاه فردوسی مشهد در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از مشهد،در ارزیابی عمیقتر از جایگاه خلیج فارس و تنگه هرمز،گفت: برای رسیدن به درک کامل از این منطقه، باید چهار بعد جغرافیایی مجزا اما درهم تنیده با هم ادغام شوند.
به گفته وی، این ابعاد شامل ژئواستراتژی (جایگاه راهبردی)، ژئواکونومی (کارکرد اقتصادی)، ژئوپولیتیک (ملاحظات قدرت و سیاست) و ژئوکالچر (لایههای فرهنگی و هویتی) هستند که در کنار هم تصویر واقعی از اهمیت این آبراه را ترسیم میکنند.
این تحلیلگر مسائل منطقه یادآور شد:خلیج فارس و تنگه هرمز از معدود نقاط جهان به شمار میروند که همزمان در هر چهار حوزه مذکور نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. پیوند جغرافیا با جریان اقتصاد، رقابتهای سیاسی و لایههای فرهنگی، این منطقه را به عرصهای پیچیده و کلیدی برای نظم بینالمللی تبدیل کرده است.
هرمز؛ فراتر از نفت و گاز
اکبری با اشاره به جایگاه ممتاز این آبراه در میان سایر گذرگاههای حیاتی جهان – از جمله بابالمندب، سوئز و پاناما – تأکید کرد: از نظر حجم انتقال انرژی و پیشینه تاریخی، هیچ یک از این مسیرها قابل قیاس با تنگه هرمز نیستند.
به گفته وی، دادههای موجود نشان میدهد از دهه 1970 تاکنون، نزدیک به یکچهارم نفت خام جهان (معادل 40 درصد مصرف روزانه نفت) و حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (معادل 40 تا 45 درصد صادرات جهانی این محصول) از همین تنگه عبور کرده است.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد افزود: افزون بر انرژی، حدود 45 درصد صادرات جهانی گوگرد و نزدیک به یکسوم تجارت دریایی کودهای شیمیایی نیز به اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته است. همچنین مواد اولیه بسیاری از صنایع پایه مانند پتروشیمی، فرآوردههای فلزی، دارو، تجهیزات پزشکی و حتی فناوریهای دیجیتال از این مسیر جابهجا میشوند لذا بنابراین تنگه هرمز را نه یک گذرگاه نفتی، بلکه ستون فقرات زنجیره تأمین جهانی باید دانست.
اختلال در هرمز؛ از نفت تا داروسازی
این تحلیلگرمسائل منطقه با استناد به جدیدترین گزارشهای بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و شرکتهای بزرگ انرژی در بازه 2020 تا 2025، خاطرنشان کرد: هرگونه اختلال در این منطقه، اثرات زنجیرهای گستردهای بر صادرات، واردات، نرخ ارز، عرضه و تقاضا خواهد گذاشت.
به گفته اکبری، این پیامدها بهطور غیرمستقیم صنایعی مانند پزشکی، داروسازی و تولیدات وابسته را نیز درگیر میکند و در نهایت امنیت انسانی از تأمین سوخت گرمایشی تا امنیت غذایی را به خطر میاندازد. با توجه به وابستگی 40 تا 45 درصدی صنایع جهان از نفت و گاز مایع گرفته تا پتروشیمی و حتی برخی شاخههای پزشکی به این گذرگاه، اختلال در آن معادل بحران در کل فرآیند تولید و توزیع جهانی است.
تخریب تقاضا؛ بحرانی بیسابقه
وی با اشاره به آمار روزهای عادی (پیش از تنشهای اخیر) گفت: روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت خام و مشتقات آن (شامل 16 میلیون بشکه نفت و 3 تا 4 میلیون بشکه گاز مایع) از خلیج فارس عبور میکرد. اما اکنون با کاهش عرضه بین 11 تا 16 میلیون بشکه در روز، شدیدترین شوک نفتی تاریخ رقم خورده است که حتی بحران نفتی 1973 نیز از نظر حجم اختلال در عرضه به پای بحران کنونی نمیرسد.
این کارشناس اقتصادی، پدیده «تخریب تقاضا» را ناشی از افزایش سرسامآور قیمتها و نااطمینانی بازار توصیف کرد و افزود: سطح تقاضای مؤثر را کاهش میدهد. اگرچه راهکارهایی مانند تغییر مسیر صادرات از طریق خطوط لوله جایگزین (عربستان و امارات) یا آزادسازی ذخایر استراتژیک توسط آژانس بینالمللی انرژی مطرح است، اما ظرفیت این اقدامات برای جبران کامل حجم عظیم انرژی عبوری از هرمز کافی نیست.
هرمز و آینده نظم پولی جهان
اکبری با اشاره به حملات اخیر ایالات متحده به تأسیسات کلیدی در قطر، امارات و عربستان و تشدید محاصره دریایی، وضعیت کنونی را بیسابقه ارزیابی کرد؛ از طرفی کاهش 11 تا 16 میلیون بشکهای عرضه، ساختار قیمتگذاری جهانی و متغیرهای کلان اقتصادی را دگرگون ساخته است.
وی تأکیدکرد: نظام پترودلار – یعنی پیوند میان نفت و دلار آمریکا – اکنون به شدت متزلزل شده است و از آنجا که ارزش دلار تا حد زیادی به تحولات بازار انرژی گره خورده، کاهش عرضه نفت باعث نوسان شدید هم در قیمت نفت و هم در ارزش دلار میشود لذا این بیثباتی هزینههای حملونقل را افزایش داده، نرخ ارز را آشفته کرده و صنایع پایه، دارویی، غذایی (کودهای شیمیایی و گوگرد) و حتی خطوط هوایی بینالمللی را با بحران مواجه ساخته است.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز بین دو تا چهار ماه، نرخ تورم جهانی تا پایان سال 2026 به حدود 4 تا 6 درصد خواهد رسید – هرچند این رقم در کشورهای مختلف بر اساس میزان وابستگی به واردات نفتی متفاوت است.
بابالمندب و خطوط لوله عربستان؛ راهحلهایی ناکافی و ناامن
اکبری در ادامه به بررسی مسیرهای جایگزین پرداخت و گفت: عربستان سعودی در تلاش است از تنگه بابالمندب استفاده کند، اما تسلط حوثیهای یمن (که اکنون توسط دولت یمن نیز تأیید شده) بر این تنگه و همچنین قرار گرفتن خطوط لوله عربستان در تیررس موشکهای یمنی، این مسیر را به گزینهای پرریسک تبدیل کرده است لذا یمن به عنوان بخشی از جبهه مقاومت و نزدیک به ایران، اجازه عبور آسان از این مسیر را نخواهد داد.
وی افزود: عربستان خط لوله شرق به غرب خود را با حداکثر ظرفیت 7 میلیون بشکه در روز فعال کرده، اما این رقم برای جبران کسری 16 میلیون بشکهای کافی نیست. امارات نیز خط لولهای به سمت بندر فجیره طراحی کرده است و با این حال، ناامنیهای ذاتی در دریای سرخ، خلیج عدن و جنوب بابالمندب، امنیت این مسیرها را تهدید میکند.
این کارشناس اقتصادی یادآور شد: در بخش گاز مایع، وضعیت بحرانیتر از نفت است: حدود 7 میلیون تن گاز مایع (معادل 2 درصد مصرف جهانی) از ورود به بازار بازمانده و عملاً مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد.
ذخایر استراتژیک؛ نفسهای شماره افتاده اقتصاد جهانی
اکبری در مورد ذخایر استراتژیک کشورها اظهار داشت: اعضای آژانس بینالمللی انرژی موظف به حفظ ذخایری معادل 90 روز واردات یا 60 روز مصرف هستند، اما آمار دقیقی در دست نیست زیرا چین، آمریکا، ژاپن، عربستان، امارات و قطر به دلایل امنیتی و سیاسی ارقام دقیق را منتشر نمیکنند و چین حدود 1.5 میلیارد بشکه ذخیره اعلام کرده و ژاپن میتواند برای ماهها نیاز خود را تأمین کند.
وی هشدار داد: ذخایر استراتژیک تاریخ انقضا دارند، بهویژه برای کشورهای واردکننده انرژی در شرق و جنوب شرقی آسیا (ژاپن، کره جنوبی)، هند و پاکستان. اتحادیه اروپا با وجود تنوع منابع، آسیبپذیر است و آمریکا و کانادا نیز از طریق آزادسازی ذخایر و نوسانات قیمتی متضرر خواهند شد.
استاد دانشگاه فردوسی مشهد در پایان تأکیدکرد: اگر انسداد تنگه هرمز ادامه یابد، ذخایر استراتژیک مصرفکنندگان بزرگ – بهویژه در شرق آسیا، اتحادیه اروپا و چین – به نقطه بحرانی میرسد لذا پیشبینیها حاکی از آن است که حتی ذخایر چین ممکن است تا سال 2030 به پایان برسد و این وضعیت، بحرانی بیسابقه برای اقتصادهای بزرگ مصرفکننده انرژی رقم خواهد زد.
انتهای پیام/282
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0