به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، چه فرقی میکند نامش در کدام هنگامه ثبت شده باشد؟ روزگاری «آرتمیس» و زمانهای دیگر، «میر مهنا» صدایش زدند یا رئیسعلی دلواری و حتی بعدترها «غلامعلی بایندر» نامش نهادند که جانانه و بیپشتیبان به نبرد با نیروی دریایی بریتانیا برخاست. او نادر مهدوی، اسدالله رئیسی و اسحاق دارا بود که سوار بر قایق، نبردی حماسی و نابرابر با ناو یانکیها را در لوح تاریخ نگاشتند. بسان «آریوبرزن» که تنگه دربند پارس (تکاب) را به روی سپاه مقدونی اسکندر بست تا میهن به بیگانه نسپرد.
علیرضا تنگسیری همهشان بود و خوش دارم او را روان پیوسته سلحشوران ایرانزمین نامم. بهسان شهیدان راستقامتی که سر به آستان ارادتمندی بیگانه نگذاشتند. تنگسیری، حلقهی پیوستگی بود در زنجیره دلاوری سرگذشت ایران و چه خوش درخشید در پیام رهبر انقلاب که نماد غیرت و ایستادگی در حماسه دفاع از میهن شد.
حاج علی فرماندهی پویا در میدان بود و میانهای با دفترنشینی نداشت. با اینکه در سالهای نخست دهه هفتم زندگانی به سر میبرد، بیشتر ولی در لنگرگاه و دریا دیده شد. مردی با احساسات درونی قوی، فروتن، بیآلایش، گشادهرو، مهماننواز و خونگرم و همان اندازه مقتدر، مسلط و متفکر در راهبری. نمودی از شکوه و بینش آمیخته با انسانیتی بیکران، همسان اسطورههایی که کارکردی سیال و اقتضایی دارند و محدود و محصور به کهنالگوها نیستند.
او پیوندی ناگسسته با روح دریا داشت. زاده تنگستان در استان بوشهر بود و در اروندکنار بالید. بهطور دقیقتر در نهر علیشیر و روستای خزعلآباد این بخش جنوبی آبادان. باید آبتنی در اروند و پابرهنه دویدن در نخلستانهای آبادان را تجربه کرده باشی تا بدانی کسی چون او چه حس و درکی از رودخانه و دریا دارد. این همان زمینه و ریشهی متفاوتی بود که او را به فرماندهی آبدیده تبدیل کرد؛ دریافتی شهودی که از همزیستی با امواج، شرجی، توفان و جزر و مد، معنا مییافت.
تنگسیری، محصول کارخانه قهرمانسازی جنوب ایران بود؛ سلالهای از دریادلان دلیر که اندک باک و هراسی از ستیز با نیرومندترین ارتش گیتی نداشت. نگرش تحولآفرین و راهبردگرایش به دریا، چنان متهورانه مینمود که بیشتر به خیالپردازی میماند. میگفت: «دشمن تلاش دارد ما را از دریا بترساند، حال آنکه از نظر تاریخی ما با دریا مأنوسیم و بر خطرات آن اشراف داریم.»
همین نگاه، پایهگذار رویکردی شد که دریا را از تهدیدی نهفته به مجالی بایسته مبدل برایمان ساخت. او بود که قدرت شناوری را ستون فقرات بازدارندگی دریایی ایران کرد. با ارتقای سرعت، دقت، قدرت آتش و چابکی شناورهای سپاه؛ میراث شکوهمند تنگسیری اینک سازمانی تحولیافته در جنگ دریاپایه و هواپایه شده است. او توانست موهبت فراموش شدهی دریا را بهسان مؤلفهی توانایی نوین ایران در پهنه آبی، کرانهای و حتی پسکرانهای در آورد.
طی 7 سال و 7 ماه فرماندهی سردار تنگسیری بود که ناوبندر مکران و ناو شهید رودکی، شهپادهای هوشمند، موشکهای کروز دریایی، شناورهای موشکانداز، شهرکهای موشکی، یگان پهپادی و دیگر داشتههای ناگفته، اجزای آفندی ایران شدند. شاهکار استراتژیک تنگسیری اما، سازماندهی ناوگان گسترده قایقهای تندرو معروف به زنبورهای سرخ بود. هزاران شناور مسلح که از دهانه اروند تا پسابندر در منتهیالیه دریای مکران، بهمثابه یک اندوخته راهبردی آماده دگرگونی موازنه نبرد در برنگاه نیاز هستند. او تاکتیک «انبوهسازی تهاجمی» را با فلسفه «تهدید متقابل و نامتقارن» درآمیخت تا هزینه هر درازدستی را برای دشمن به حد غیرقابل پنداشتی بالا ببرد.
برآیند همین بازآرایی ماموریتها در سازمان رزم دریایی سپاه بود که تهدید خلیج فارس را، فرصتی در خدمت معماری اقتدار کشور کرد. دکترینی که بر سه ستون سیادت دریایی، بازدارندگی هوشمند و اتصال به هویت تاریخی استوار بود. دال مرکزی حاکمیت چندبعدی بر تنگه هرمز و خلیج فارس را میتوان در یکی از گفتههای شهید تنگسیری به وضوح دریافت. «هر کشتی که بخواهد از تنگه هرمز عبور کند باید با زبان فارسی؛ ملیت، نوع محموله و مقصد خود را به ما اعلام کند.» مگر جز این گشت و حتی در میانهی غوغای جنگ، رویهای دیگر پابرجا شده است؟ ادعایی که آرزوی محال نبود و واقعیتی شد برای بازنویسی محاسبات دشمن در خلیج فارس.
مدیریت هوشمند تنگه هرمز و کاربست اراده در یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان، جلوهی پدیدار همین طراحی راهبردی بهمثابه ابزار قدرت است. اقدامی که در کوتاهمدت، محاسبات امریکا و متحدانش را برهم زد و آنان را در برابر هزینههای پیشبینی نشده قرار داد.
مرور رخدادهای جاری نشان میدهد که آمریکا هیچگاه و تا بدین اندازه در تنگنای تنگه هرمز گرفتار نشده است. بدان معناست که تنگسیری و نیروی به فرمانش، نه با شعار که با آفرینش یک واقعیت میدانی غیرقابل انکار، همه برگها را به سود ایران برگرداندهاند. او که معمار بنیادین پروژه انزوای آمریکا در خلیج فارس بود، ایران را کشوری ذوالبحر با جزایر راهبردی در خلیج فارس برمیشمرد که برخلاف ناو هواپیمابر، غرق شدنی نیست.
با کوششهای بیوقفه تنگسیری و پاسدارانی از جان گریخته چون اوست که دیگربار، حکمرانی ایران بر خلیج فارس از بیگانگان ستانده شد. سخنی ژرف و درست است که «اگر میخواهیم در هندسه نظم جدید جهانی تأثیرگذار باشیم باید بر دریا مسلط شویم». پس در چیدمان تازه قدرت دریایی ایران چه کارکردی کارسازتر از حضور پیوسته و نیرومند. سیادت دریایی، معنایی جز این ندارد که نیروی نظامی باشنده در دریا، فرمانروای همان پهنه خواهد بود.
زنده و جاوید نام و یاد سالار بیپروای دریای پارس، فرزند اروند، آبادان، تنگستان، بوشهر و تمام کرانههای جنوب؛ شهید علیرضا تنگسیری.
نویسنده: حسین دلیر، فعال رسانهای استان بوشهر
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0