به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در اندیشه قائد شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره)، مهدویت صرفاً یک باور درباره آینده و ظهور امام زمان(عج) نیست، بلکه افق حرکت تاریخی و تمدنی جامعه اسلامی است. از این منظر، انتظار حقیقی به معنای ساختن انسان و جامعهای است که شایستگی و آمادگی حرکت به سوی آن آینده موعود را داشته باشد.
به همین دلیل، میان انقلاب اسلامی، تمدن نوین اسلامی و ظهور حضرت ولیعصر(عج) رابطهای معنادار برقرار میشود. انقلاب اسلامی آغاز یک حرکت تاریخی است؛ جامعهسازی و تمدنسازی، مراحل رشد و بلوغ این حرکتاند؛ و «آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» (بیانیه گام دوم انقلاب 1397) افق مهدوی آن را شکل میدهد. در این بیانیه گام تأکید میشود که نسل جوان باید انقلاب را هرچه بیشتر به آرمان بزرگ خود؛ یعنی «ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» نزدیک کند.
بنابراین، جامعه اسلامی، دولت اسلامی، فرهنگ اسلامی، سبک زندگی اسلامی، بینش و عمل اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی، مراحل و گذرگاهها و مقدمات ظرفیتسازی و آمادگی برای آن افق والا و متعالی و آن آینده روشن و درخشان است. این آمادگی نیز فقط سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه شامل خودسازی انسان، علم و دانش، عدالت، اخلاق، معنویت، پیشرفت، حکمرانی شایسته، قدرت اجتماعی و شکلگیری جامعهای مؤمن و مسئولیتپذیر است.
«بارها گفتهام که آینده را بسیار خوب و روشن و امیدبخش و بهتر از گذشته مشاهده میکنم. خدای متعال به پیامبر خود فرمود: «وللاخرة خیر لک من الاولی» یعنی وضعیت آینده تو بهتر از گذشته خواهد بود. زحماتی که امام عزیزمان با پشتیبانی ملت در طول ده سال گذشته کشیدند، بذری بود که پاشیده شد و انشاءالله در آینده ثمر خواهد داد. مسیرهای سختی که دست نیرومند امام(ره) عبور از آنها را ممکن میساخت، دیگر تکرارشدنی نیست؛ لذا آینده ما بسیار خوب و روشن و امیدبخش خواهد بود» (1368/04/10، بیانات امام خامنهای شهید در دیدار اقشار مختلف مردم).
از این منظر، انتظار به یک منطق آیندهساز تبدیل میشود: شناخت درست گذشته، فهم وضعیت موجود، تشخیص تهدیدها و فرصتها، تربیت نسل آینده و اقدام برای ساختن آینده مطلوب. هشدار درباره تحریف تاریخ نیز دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ زیرا اگر گذشته تحریف شود، شناخت امروز دچار خطا میشود و در نتیجه تصمیمهای امروز میتواند آینده را به مسیر دیگری ببرد. پس میتوان جوهر این اندیشه را چنین خلاصه کرد: مهدویت، افق آینده است و انتظار، مسئولیت امروز است. در این راستا، انقلاب اسلامی، حرکت تاریخی و تمدن نوین اسلامی، ظرفیتسازی تمدنی است و آمادگی برای ظهور نیز تبدیل انتظار به عمل و آیندهسازی است.
در نتیجه، در این نگاه، منتظر واقعی، علاوه بر آنکه منتظر آمدن امام زمان(عج) است؛ کسی است که در حد توان خود، انسان، جامعه و تمدنی را میسازد که شایسته آینده مهدوی باشد. همین نقطه، پیوند عمیق میان مهدویت، تمدنسازی و آیندهپژوهی در اندیشه آیتالله خامنهای را آشکار میکند.
ضرورت راهبردی آمادگی برای طلوع ولایت عظمی
در اندیشه رهبر شهید انقلاب، «آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» یک مسئولیت تاریخی و پروژه راهبردی برای ساخت آینده است. مقصود از آمادگی آن است که جامعه اسلامی از امروز ظرفیتهایی را ایجاد کند که برای مواجهه شایسته با آینده مهدوی به آنها نیاز دارد.
«… امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم… بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند… کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینههای صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.» (بیانات امام خامنهای(ره) در سالروز میلاد امام زمان در مصلای تهران، 30/7/1381)
از منظر راهبردی، آمادگی یعنی ساختن قابلیت پیش از رسیدن آینده. اگر آینده مهدوی را افق تحقق عدالت، توحید، کرامت انسان، معنویت و حاکمیت حق بدانیم، جامعه منتظر نمیتواند تا زمان تحقق آن ارزشها دست روی دست بگذارد. باید از امروز انسان عادل، جامعه عادل، دولت عادل و صالح، سازمان عادل و سالم، حکمرانی کارآمد، علم پیشرفته، فرهنگ پویا و تمدنی توانمند ایجاد کند. از همین رو، در منظومه فکری رهبر انقلاب، حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی با آمادگی برای طلوع ولایت عظمی پیوند میخورد. قائد شهید در بیانیه گام دوم بهصراحت این نکته را مطرح فرمودهاند:
«دهههای آینده دهههای شما است و شمایید که باید کارآزموده و پرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید.»
اهمیت آیندهپژوهانه این آمادگی نیز در آن است که آیندهپژوهی فقط درباره شناخت آینده نیست؛ بلکه درباره افزایش ظرفیت مواجهه با آیندههای مختلف است. جامعه منتظر باید آینده را رصد کند، تغییرات و تهدیدهای نوظهور را بشناسد، شکاف میان وضعیت موجود و آینده مطلوب را تشخیص دهد و برای کاهش این شکاف اقدام کند. بنابراین، انتظار مهدوی میتواند به سه قابلیت تبدیل شود: آیندهنگری، آیندهآمادگی و آیندهسازی.
در این نگاه، آمادگی از انسان آغاز میشود، در خانواده و نسلها استمرار مییابد، در جامعه و سازمانها نهادینه میشود و در نهایت به آمادگی حکمرانی و تمدنی میرسد. جامعهای که منتظر ولایت عظمی است، باید بتواند ارزشهای آینده مطلوب را در زندگی امروز خود تمرین کند و ظرفیت تحقق آنها را افزایش دهد.
نکته مهم در اینجا آن است که آمادگی برای ظهور با «ساختن ظهور» تفاوت دارد. ظهور، در اعتقاد مهدوی، وعده الهی است؛ اما ساختن انسان، جامعه و تمدنی شایسته و آماده، عرصه مسئولیت انسان است. بنابراین، ما زمان و چگونگی ظهور را تعیین نمیکنیم، بلکه ظرفیت خود را برای آینده افزایش میدهیم.
آمادگی برای طلوع ولایت عظمی، یک پروژه پیوسته، چندسطحی، قابل ارزیابی و قابل ارتقاست. بنابراین باید پرسید: اگر آمادگی یک پروژه آیندهپژوهانه باشد، چه کسی باید آماده شود؟ برای چه چیزی؟ در چه سطوحی؟ با چه ظرفیتهایی؟ با چه شاخصهایی؟ و چگونه میتوان میزان آمادگی را سنجید و افزایش داد؟ در پاسخ میتوان از مهندسی آمادگی مهدوی سخن گفت؛ یعنی طراحی نظاممند ظرفیتهای انسانی، خانوادگی، اجتماعی، سازمانی، حکمرانی و تمدنی برای افزایش توان جامعه در مواجهه با افق ولایت عظمی. در این نگاه، آمادگی دیگر یک مفهوم کلی و شعاری نیست؛ بلکه دارای سطح، ظرفیت، شاخص، شکاف، اقدام و ارزیابی میشود.
قائد شهید میفرمود:
«باید سعی کنید تا زمینه را برای آن چنان دورانی آماده کنید، دورانی که در آن، ظلم و ستم به هیچ شکلی وجود ندارد، دورانی که در آن، اندیشه و عقول بشر، از همیشه فعالتر و خلاقتر و آفرینندهتر است، دورانی که ملتها با یکدیگر نمیجنگند، دستهای جنگافروز عالم، همانهایی که جنگهای منطقهای و جهانی را در گذشته به راه انداختند و میاندازند، دیگر نمیتوانند جنگی به راه بیندازند، در مقیاس عالم، صلح و امنیت کامل هست، باید برای آن دوران تلاش کرد. قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحتطلبی و عافیت نیست. در روایات، «والله لتمحصن» و «والله لتغربلن» است، به شدت امتحان میشوید، فشار داده میشوید. امتحان در کجا و چه زمانی است؟ آن وقتی که میدان مجاهدتی هست. قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند. در کورههای آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند و جهان به دوران آرمانی و هدفی مهدی موعود (ارواحنا فداه) روزبهروز نزدیکتر میشود، این، آن امید بزرگ است، لذا روز نیمه شعبان، روز عید بزرگ است.» (بیانات امام خامنهای(ره) در دیدار مردم قم، 1370/11/30)
1. آمادگی فردی؛ انسان منتظر آماده
نخستین واحد آمادگی، فرد است. اما فرد آماده باید مجموعهای از قابلیتها را داشته باشد؛ معرفت، ایمان، بصیرت، خودکنترلی، مسئولیتپذیری، شجاعت، امید، مهارت، کنشگری و… بنابراین میتوان «انسان منتظر آیندهساز» را با چند قابلیت تعریف کرد: توان تشخیص حق از باطل؛ توان مقاومت در برابر فشارهای محیطی؛ توان یادگیری مستمر؛ توان تحمل پیچیدگی و عدمقطعیت؛ مسئولیتپذیری اجتماعی؛ امید فعال، نه خوشبینی منفعل؛ آمادگی برای فداکاری و خدمت و توان تبدیل باور به اقدام. آمادگی فردی را میتوان با مفهوم ظرفیت کنشگری آینده سنجید؛ یعنی فرد منتظر تا چه اندازه قادر است در شرایط پیچیده، آگاهانه تصمیم بگیرد و برای آینده مطلوب اقدام کند:
«شما مردم عزیز ـ بهخصوص شما جوانها ـ هر چه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید، این آینده را نزدیکتر خواهید کرد. اینها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد؛ همچنان که شهدای ما با فدا کردن جان خودشان آن روز را نزدیک کردند، آن نسلی که برای انقلاب آن فداکاریها را کردند، با فداکاریهای خودشان آن آینده را نزدیکتر کردند. هر چه ما کار خیر و اصلاح درونی خود و تلاش برای اصلاح جامعه انجام بدهیم، آن عاقبت را دائماً نزدیکتر میکنیم.» (بیانات رهبر شهید در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد خجسته امام زمان(عج)، 1379/08/22)
2. آمادگی خانوادگی؛ خانواده منتظر آماده
اگر فرد آماده باشد اما خانواده نتواند ارزشها، هویت و امید را بازتولید کند، آمادگی پایدار نمیماند. پس خانواده باید به یک واحد انتقال آینده تبدیل شود. خانواده آماده یعنی خانوادهای که هویت را منتقل میکند، امید میسازد، مسئولیتپذیری تربیت میکند، گفتوگوی نسلی دارد و فرزندان را برای جهان آینده آماده میکند. در اینجا خانواده به مثابه سلول پایه تمدن مهدوی است.
قائد شهید میفرمایند: «این را باید از بچّگی یاد بگیریم، این از نوجوانی باید در ما نهادینه بشود… با اینها آنوقت آن نسل سازنده تمدّن به وجود میآید؛ نسلی که میتواند ملّت را عزّتمند کند، کشور را عزّتمند کند، بهوجود میآید.» (بیانات رهبر شهید در دیدار معلمان، 1401/02/21)
در واقع پایهگذاری تمدن اسلامی با تربیت نیروی انسانی مؤمن و باهویت آغاز میشود. خانواده، نخستین و مهمترین ظرف تربیت چنین نسلی است؛ نسلی که باید «باایمان، باسواد، شجاع، غیور و خودباور» باشد و بتواند پرچم پیشرفت و استقلال را در برابر زیادهخواهی جهانی به دوش بکشد (بیانات امام خامنهای(ره) در دیدار نخبگان علمی جوان، 1395/07/28).
3. آمادگی نسلی؛ تربیت نسل منتظر آماده
مسئله آمادگی برای ظهور، صرفاً مسئله نسل حاضر نیست؛ بلکه پروژهای بیننسلی و آکنده از هویتآفرینی و مسئولیتبخشی و تعهد و آگاهی و… است. نسل امروز باید فقط خود را آماده نکند؛ باید نسل آماده بعدی را تربیت و مجهز و مهیا کند. بنابراین، آمادگی نسل اول به تربیت نسل دوم از طریق انتقال تجربه، حفظ هویت و ارتقای ظرفیت صورت میگیرد و منجر به آمادگی نسلهای بعد میشود:
«چنین نسلی لازم داریم: بایستی ایمان، سواد، غیرت، شجاعت و خودباوری، انگیزه کافی و توان جسمی و فکریِ حرکت داشته باشد، چشم را به اهداف دور متوجّه بکند و به تعبیر امیرالمؤمنین «اَعِرِ اللهَ جُمجُمَتَک»؛ زندگی و وجود خودش را بگذارد در راه این هدف و با جدّیّت حرکت کند؛ در یک کلمه یعنی یک موجود انقلابی؛ معنای انقلابی این است.» (بیانات رهبر شهید امام خامنهای در دیدار نخبگان علمی جوان، 28/7/1395)
و «تربیت نسل آیندهای با هویت مستقل، عزتمند، دینی و دارای شاخصهای ممتاز و جریانساز» وظیفه اصلی و بسیار خطیر است (13/2/1395).
مسئله آمادگی برای طلوع ولایت عظمی نمیتواند به نسل حاضر محدود شود؛ زیرا هیچ پروژه تمدنی بزرگی در یک نسل به پایان نمیرسد. اگر آمادگی را یک پروژه آیندهپژوهانه بدانیم، موضوع اصلی فقط این نیست که نسل امروز چگونه آماده شود؛ بلکه این است که نسل امروز چگونه نسلی را تربیت کند که در آینده از خود او آمادهتر، توانمندتر و کارآمدتر و امامزمانیتر باشد. از همین رو، آمادگی مهدوی ماهیتی اساساً بیننسلی پیدا میکند.
این معنا در بیانیه گام دوم بسیار روشن است. رهبر شهید و حکیم انقلاب، در حالی که خطاب اصلی خود را متوجه جوانان میکند، میفرماید: «دهههای آینده دهههای شما است» و از آنان میخواهد انقلاب را به آرمان «ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» نزدیک کنند. بنابراین، آینده پروژه انقلاب و تمدنسازی به نسلی سپرده میشود که باید نهتنها میراث گذشته را حفظ کند، بلکه آن را ارتقا داده و به نسلهای بعد منتقل نماید.
4. آمادگی اجتماعی؛ جامعه منتظر آماده
جامعه آماده، جامعهای است که ویژگیهای اجتماعی انتظار در آن بهطور کامل شکل گرفته باشد؛ از جمله: آگاهی اجتماعی، عدالتخواهی، تعاون، مسئولیتپذیری، مشارکت، مقاومت و صبر عمومی، مقابله با فساد، امید جمعی و توان حل مسئله.
جامعه مهدویگرا باید پیش از آنکه عدالت جهانی را مطالبه کند، ظرفیت عدالتورزی را در مناسبات داخلی خود ایجاد کند. آمادگی اجتماعی یعنی تبدیل جامعه از مجموعهای از منتظران به یک جامعه منتظر توانمند و آیندهساز؛ جامعهای که ارزشهای دینی و اخلاقی را پیشاپیش در مناسبات خود تمرین میکند و از این طریق، بخشی از فاصله میان جامعه موجود و جامعه مطلوب مهدوی را کاهش میدهد. اینجاست که انتظار، از یک باور فردی فراتر میرود و به یک قابلیت راهبردی اجتماعی برای ساخت آینده تبدیل میشود.
انتظار واقعی مستلزم زمینهسازی برای ظهور است. زمینهسازی برای ظهور عبارت است از عمل کردن به احکام اسلامی که با حاکمیت اسلام و قرآن حاصل میشود. در جامعه منتظر، قوانین و مقررات حاکم بر جامعه باید روزبهروز از لحاظ ظاهر و محتوا به اسلام نزدیکتر بشود. (بیانات امام خامنهای(ره) در اجتماع بزرگ مردم قم، 30/11/1370)
و از آنجا که امام زمان(عج) مظهر عدل پروردگار است و انتظار ایجاب میکند که شخص منتظر خود را نزدیک کند به آنچه منتظر از او توقع دارد، لذا وظیفه دارد که اولاً خودش عدل و حق را پذیرا باشد و ثانیاً تلاش کند تا عدالت را در جامعه حکمفرما کند، زیرا عدالت در بنای یک جامعه از همه چیز مهمتر است. (بیانات قائد شهید در دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم، 22/12/1368 و دیدار اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت، 18/4/1390)
5. آمادگی سازمانی؛ سازمان منتظر در حال آمادهباش
در ادبیات مهدویت کمتر به این آمادگی راهبردی، یعنی آمادهباش سازمانی، توجه میشود. اگر جامعه مهدوی از هزاران سازمان تشکیل شده باشد، سازمانهای آن نیز باید آمادگی متناسب داشته باشند و در آمادهباش کامل نظامی و سیاسی و اجتماعی و امنیتی و… باشند.
سازمان در حال آمادهباش، مأموریتمحور است؛ آیندهنگر و پابهکار است؛ دارای فرهنگ انتظار است؛ فسادپذیری پایینی دارد؛ سرمایه انسانی خود را رشد میدهد؛ در برابر بحران تابآور است؛ تصمیمگیری اخلاقی دارد؛ منافع عمومی را بر منافع گروهی ترجیح میدهد؛ توان نوآوری و تحول دارد و….
پس «آمادگی مهدوی سازمان» یعنی آمادهباش دائمی سازمانی؛ میزان توانایی یک سازمان برای خدمت مؤثر به جامعه، حفظ عدالت و اخلاق در راستای تحقق آرمانهای مهدوی، پاسخگویی درست به بحرانها و نیازها، تابآوری و مشارکت در ساخت آینده مطلوب و زمینهسازی ظهور و بر اساس روایات و ادعیه مهدوی، توقع و ترصد و ترقب داشتن.
«انتظار یعنی دائم در حال «آمادهباش» باشید… ما مأمور به انتظاریم؛ انتظار یعنی چه؟ انتظار به معنای مترصّد بودن است. در ادبیّات نظامی یک چیزی داریم به نام «آمادهباش»؛ انتظار یعنی «آمادهباش»! باید «آمادهباش» باشیم. انسان مؤمن و منتظر، آنکسی است که در حال «آمادهباش» است. اگر امام شما که مأمورِ به ایجاد عدالت و استقرار عدالت در کلّ جهان است، امروز ظهور بکند، باید من و شما آماده باشیم. این «آمادهباش» خیلی مهم است؛ انتظار به این معنا است. انتظار به معنای بیصبری کردن و پا به زمین کوبیدن و چرا دیر شد و چرا نشد و مانند اینها نیست، انتظار یعنی باید دائم در حال «آمادهباش» باشید.» (بیانات قائد شهید امام خامنهای(ره) در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین، 1396/02/20)
6. آمادگی حکمرانی؛ حکمرانی زمینهساز
در سطح حکمرانی، مسئله آمادگی برای طلوع ولایت عظمای مهدوی وارد مرحلهای بسیار عمیقتر میشود؛ زیرا دیگر سخن از آمادگی یک فرد، خانواده یا حتی مجموعهای از سازمانها نیست، بلکه سخن از توانایی یک نظام برای هدایت عمومی جامعه در مسیر یک آینده مطلوب و متعالی و تحقق تمدن نوین اسلامی، در راستای تمدن بزرگ و جهانی مهدوی، است.
اگر انسان و جامعه منتظر باید خود را برای آینده مهدوی آماده کنند، حکمرانی نیز باید به گونهای شکل گیرد که بتواند این ظرفیتهای پراکنده را جهتدهی، هماهنگ و به قدرت تمدنی تبدیل کند. از این منظر، «حکمرانی زمینهساز» یکی از ارکان اصلی آمادگی تمدنی برای طلوع ولایت عظمی است.
حکمرانی زمینهساز به معنای حکمرانی در عصر غیبت با جهتگیری آگاهانه به سوی آرمانهای مهدوی است؛ یعنی نظام حکمرانی باید بتواند میان وضعیت موجود و آینده مطلوب پیوند برقرار کند و سیاستها، تصمیمها، نهادها و منابع عمومی را به سمت افزایش ظرفیت جامعه برای آن آینده هدایت نماید. بنابراین، مسئله اصلی این است که امروز چه نوع جامعه و چه نوع آیندهای را با تصمیمهای خود تولید میکند.
حکمرانی اسلامی زمینهساز و تمامی ارکان دولت اسلامی، سعی میکنند احکام اسلامی و قرآنی را در جامعه پیاده کنند و در برابر ظلم مستکبران عالم بایستند و اهداف پیش روی خود را همان اهداف حکومت حضرت حجت قرار دهند. با این تفاوت که تحقق این اهداف در زمان حضرت به معنای واقعی کلمه و به صورت کامل خواهد بود:
«البته دولت اسلامىِ کامل به معناى واقعى کلمه، در زمان انسان کامل تشکیل خواهد شد؛ … ما به قدر توان و تلاش خود مىخواهیم مجموعهى کارگزاران حکومت را ـ که خودمان هم جزو آنها هستیم ـ به نقطهاى برسانیم که با نصاب جمهورى اسلامى تطبیق کند. ما مىخواهیم خود را به حد نصاب نزدیک کنیم.» (بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت، 1384/6/8)
در این راستا، ایجاد تمدن اسلامی، مأموریت اصلی حکمرانی زمینهساز است. آرمان نظام جمهوری اسلامی نیز که تابعی از مقصد نهایی حکومت حضرت مهدی(عج) است، در یک جمله کوتاه «ایجاد تمدن اسلامی» است.
معنای این تمدن چیست؟
«تمدن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادی میتواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگیِ جهان طبیعت؛ تمدن اسلامی یعنی این؛ هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.» (بیانات امام خامنهای(ره) در دیدار با رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 1392/6/14)
در بحث آمادگی برای طلوع ولایت عظمی، مفهوم زمینهسازی اهمیت زیادی دارد. زمینهسازی را نباید به معنای تعیین زمان ظهور، ایجاد شرایط قطعی ظهور یا ادعای دخالت انسان در تحقق اراده الهی دانست. معنای راهبردی آن، ساختن ظرفیتهایی است که جامعه اسلامی را از نظر انسانی، اخلاقی، اجتماعی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و نهادی شایستهتر و آمادهتر میکند.
حکمرانی زمینهساز، نظام هدایت و سیاستگذاری عمومی در عصر غیبت است که با اتکا بر آرمانهای اسلامی و افق ولایت عظمی، ضمن اداره کارآمد و عادلانه امروز، بهصورت آیندهنگر ظرفیتهای انسانی، اجتماعی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و نهادی جامعه را برای حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی و آمادگی بیشتر برای آینده موعود ارتقا میدهد. از این منظر، حکمرانی زمینهساز وظیفه دارد موانع رشد و عدالت را کاهش دهد، ظرفیتهای جامعه را افزایش دهد و مسیر حرکت تمدنی را هموار سازد.
به همین جهت، در اندیشه امام خامنهای(ره)، رهبر شهید انقلاب، پیوند میان نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی اهمیت ویژهای دارد و در افق این حرکت، آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی قرار میگیرد.
«خطّی که نظام اسلامی ترسیم میکند، خطّ رسیدن به تمدّن اسلامی است.» این جملهای است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در بیاناتشان در مدرسه فیضیه در سال 1379 مطرح کرده و به تفصیل درباره آن سخن گفتند. کمتر از دو ماه بعد، ایشان در جمع کارگزاران نظام اسلامی، انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تشکیل تمدن اسلامی را مراحل پنجگانه تحقق اهداف انقلاب اسلامی دانستند. از آن زمان نیز در فرصتهای مختلف به این مسئله، بهخصوص در بیانیه گام دوم انقلاب، اشاره کرده و به اقتضاء، ملزومات تحقق هر یک از مراحل فوق را نیز تبیین کردند.
بیانیه گام دوم انقلاب، علاوه بر اینکه در مقیاس کلان تبیینی روشن و دقیق از گذشته و حال انقلاب به دست میدهد و سرفصلهای حرکت انقلابی را برای ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه) پیشروی ما مینهد، عامل و کارگزار اصلی اقدام و عمل را نیز معین میسازد. انقلاب در گام اول خود «جوانان را میداندار اصلی حوادث و وارد عرصه مدیریّت کرد.» (از متن بیانیه)
بنابراین، حکمرانی را نمیتوان از پروژه تمدنسازی و مهمتر از آن، زمینهسازی ظهور، یعنی حکمرانی زمینهساز و تمدن زمینهساز، جدا کرد. اگر تمدن نوین اسلامی قرار است ظرفیت تاریخی جامعه اسلامی را برای افق مهدوی افزایش دهد، این امر بدون حکمرانی شایسته، کارآمد، عدالتمحور و آیندهنگر امکانپذیر نیست.
بهخصوص رابطه عدالت و حکمرانی زمینهساز، بسیار مورد تأکید و توصیه قائد شهید انقلاب، امام خامنهای(ره)، قرار گرفته است: «ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفهای نداریم. نه، به عکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم.» (سخنرانی رهبر شهید، نیمه شعبان،81/7/30) «امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه دنیا ظلم و بیعدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.» (همان)
«امام زمان میآید انجام میدهد، یعنی چه!؟ امروز تکلیف شما چیست؟ … شما باید زمینه را آماده کنید تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعهای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود. چه علّتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولوالعزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدیها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینهها آماده نبود.» (1376/9/25)
از این منظر، نخستین وظیفه حکمرانی زمینهساز، ترسیم جهت و حفظ افق است. جامعه بدون افق، گرفتار روزمرگی میشود و حکمرانی بدون افق نیز به مدیریت مسائل جاری فروکاسته خواهد شد. حکمرانی زمینهساز باید بداند جامعه را برای چه آیندهای هدایت میکند و چه تصویری از جامعه مطلوب باید در سیاستگذاریها حضور داشته باشد. در اینجا آینده مطلوب مهدوی، بهخصوص عدالت مهدوی، به منزله یک افق هنجاری و جهتدهنده عمل میکند؛ یعنی معیارهایی مانند عدالت، کرامت انسان، معنویت، علم، آزادی از ظلم، مسئولیتپذیری و خیر عمومی میتوانند جهت تصمیمهای امروز را تعیین کنند.
7. آمادگی علمی؛ دانش منتظر برای ورود به آینده
طلوع خورشید ولایت عظمی، آیندهای بزرگ و تمدنی است؛ بنابراین جامعهای که میخواهد برای این آینده آماده باشد، نمیتواند از نظر علمی و فناورانه وابسته و مصرفکننده باشد. در منطق آیندهنگاری راهبردی، آمادگی علمی یعنی اینکه جامعه از امروز ظرفیت دانشی لازم برای شناخت، مواجهه و اثرگذاری بر آینده را ایجاد کند.
در اندیشه رهبر شهید انقلاب، علم یکی از پایههای عزت، قدرت و استقلال کشور و از الزامات تمدنسازی است. به همین دلیل، در «بیانیه گام دوم انقلاب»، علم و پژوهش در شمار نخستین توصیههای راهبردی ایشان قرار میگیرد و بر ادامه شتاب علمی، جبران عقبماندگی، مرزشکنی علمی و رسیدن به قلههای دانش تأکید میشود. این نگاه را باید در پیوند با افق بزرگتر انقلاب، یعنی ساخت تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی فهم کرد.
«ما میتوانیم به قلّههای رفیع علمی برسیم؛ میتوانیم مرجع علمی جهان بشویم؛ میتوانیم خودمان را از حقارت علمی نجات بدهیم… این “میتوانیم” را که در روح این جوانهای ما دارد جولان میکند، نگذارید از بین برود؛ شما هم بگویید میتوانیم و دنبال کنید این میتوانیم را. ما میتوانیم تمدّن نوین اسلامی را برپا کنیم و دنیایی بسازیم که سرشار باشد از معنویّت و با کمک معنویّت و هدایت معنویّت راه برود؛ این کارها را میتوانیم انجام بدهیم، که به توفیق الهی هم [این کار را] میکنیم.» (بیانات رهبر شهید در 1392/09/19)
از این منظر، جامعه منتظر با ظرفیتسازی دانش منتظر، آیندههای علمی و فناورانه را رصد میکند، علوم و فناوریهای راهبردی را میشناسد، در حوزههای تعیینکننده آینده قدرت تولید و نوآوری پیدا میکند و علم را به فناوری، حل مسئله و قدرت تمدنی تبدیل میسازد. بنابراین، آمادگی علمی توانایی تبدیل دانش به قدرت حل مسئله و قدرت ساخت آینده است.
در چنین نگاهی، هوش مصنوعی، زیستفناوری، علوم شناختی، فناوریهای کوانتومی، فضایی، انرژی، رباتیک و امنیت سایبری، بخشی از میدان رقابت تمدنی آیندهاند و باید از امروز برای آنها ظرفیت ایجاد کرد. پس جامعهای که میخواهد برای آینده مهدوی آماده باشد، باید از امروز دانشی را تولید کند که فردای تمدن اسلامی به آن نیاز خواهد داشت.
8. آمادگی فرهنگی؛ روایت منتظرانه از آینده
طلوع خورشید ولایت عظمی، پیش از آنکه در عرصه واقعیت تحقق یابد، باید در ذهن و فرهنگ جامعه قابل تصور باشد. جامعهای که نتواند آینده مطلوب خود را تصویر کند، نمیتواند برای ساختن آن بسیج شود. ازاینرو، آمادگی فرهنگی یعنی تولید و گسترش روایتی جذاب، معنادار، امیدبخش و باورپذیر از آینده مهدوی؛ آیندهای که در آن عدالت، معنویت، کرامت، امنیت، علم و پیشرفت در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
در جهان امروز، رقابت فقط بر سر قدرت و منابع نیست؛ رقابت بر سر روایت آینده نیز هست. اگر جامعه اسلامی نتواند آینده مطلوب خود را برای نسل جدید قابل فهم و خواستنی کند، روایتهای رقیب، از آیندههای مصرفمحور و فردگرایانه تا آیندههای سلطهگر، ذهن و تخیل نسلها را تصاحب خواهند کرد. بنابراین، فرهنگ انتظار باید آینده را به یک افق زنده، دیدنی و خواستنی تبدیل کند.
«ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهی، با کمکهای معنوی غیبی و با ادعیه زاکیه و هدایتهای معنوی ولیاللهالاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامی را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامی را برافراشته نماید. این، آینده قطعی شماست. جوانان، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهای مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.» (بیانات امام خامنهای در 1376/05/29)
«بشریت دارد همینطور این راه را طی میکند تا به اتوبان برسد؛ این اتوبان، دوران مهدویت است، دوران ظهور حضرت مهدی (سلاماللهعلیه) است. اینجور نیست که وقتی به آنجا رسیدیم، یک حرکت دفعی انجام بگیرد و بعد هم تمام بشود؛ نه، آنجا یک مسیر است. در واقع باید گفت زندگی اصلی بشر و حیات مطلوب بشر از آنجا آغاز میشود و بشریت تازه میافتد در راهی که این راه یک صراط مستقیم است و او را به مقصد آفرینش میرساند؛ «بشریت» را میرساند.» (بیانات رهبر شهید در 1393/03/21)
9. آمادگی رسانهای و شناختی؛ جامعه جهادگر در جنگ ادراکی
برای آمادگی در راستای طلوع خورشید ولایت عظمی، جامعه باید از نظر ذهنی و شناختی نیز آماده باشد. این آمادگی یعنی توانایی جامعه برای فهم درست واقعیت، تشخیص و خنثیسازی تحریف، مقاومت در برابر مهندسی ناامیدی، حفظ امید عقلانی و تولید و ترویج روایت معتبر از آینده مطلوب.
اگر جامعهای آینده را دائماً با شکست، بنبست، تهدید و بیاعتمادی تصور کند، بهتدریج توان اراده و اقدام برای ساخت آینده را از دست میدهد. این نکته در اندیشه رهبر شهید امام خامنهای(ره) جایگاه بسیار برجستهای دارد. ایشان در بیانیه گام دوم، «امید و نگاه خوشبینانه به آینده» را مطرح کرده و بیان میکنند که بدون آن هیچ گامی نمیتوان برداشت. ایشان همچنین یکی از برنامههای اصلی تبلیغاتی دشمن را مأیوسسازی مردم و مسئولان از آینده، از طریق خبرهای دروغ، تحلیلهای مغرضانه، وارونهنمایی واقعیتها و پنهان کردن نقاط امیدبخش معرفی میکنند و جوانان را به شکستن این «محاصره تبلیغاتی» فرا میخوانند. (بیانیه گام دوم انقلاب، 22 بهمنماه 1397)
از این منظر، آمادگی مهدوی بدون آمادگی ادراکی و جهاد معرفتی و شناختی ناقص است؛ زیرا جامعه باید بتواند واقعیت را از تحریف، خبر را از عملیات روانی، تحلیل را از القای ناامیدی و آینده واقعی را از آیندهای که دیگران برای آن تصویرسازی میکنند، تشخیص دهد.
در نتیجه، جامعه منتظر باید دارای سواد آینده، سواد رسانهای، قدرت تحلیل و تشخیص روایت، حافظه تاریخی، توان مقابله با تحریف و قدرت تولید روایت امیدبخش و واقعبینانه باشد. در این معنا، رسانه منتظر، رسانهای است که انسان و جامعه را برای آینده آماده میکند. چنین رسانهای هم تحریف را افشا میکند، هم واقعیتها را دقیق میبیند، هم از امید کاذب پرهیز میکند و هم «امید صادق و متکی به واقعیت» میسازد؛ همان تمایزی که رهبر انقلاب در گام دوم بر آن تأکید کردهاند.
10. آمادگی تمدنی؛ تمدن منتظر زمینهساز
طلوع خورشید ولایت عظمی، آیندهای در مقیاس یک فرد یا حتی یک جامعه نیست؛ افقی تمدنی و جهانی است. بنابراین اگر آمادگی را از منظر آیندهپژوهانه بررسی کنیم، در عالیترین سطح مسئله این است که ظرفیتهای گوناگون جامعه به یک منظومه هماهنگ و جهشآفرین تبدیل شوند.
در بیانیه گام دوم، رهبر شهید انقلاب صریحاً مرحله جدید انقلاب را «خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» معرفی میکنند و غایت این حرکت را نزدیک شدن به «ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی» میدانند. بنابراین، در این چارچوب، تمدنسازی صرفاً یک هدف مستقل نیست؛ بخشی از مسیر آمادگی تاریخی برای افق ولایت عظمی است.
از منظر آیندهنگاری راهبردی، آمادگی تمدنی را میتوان «ظرفیت جهش» نامید؛ یعنی جامعه بتواند در یک نقطه تاریخی، یعنی پیچ تاریخی، ظرفیتهای انباشته خود را به حرکت درآورد و با سرعت بیشتری به سمت آینده مطلوب حرکت کند. در چنین جامعهای، علم به فناوری، فناوری به قدرت اقتصادی، اقتصاد به استقلال، فرهنگ به سرمایه اجتماعی، حکمرانی به کارآمدی و همه اینها به قدرت تمدنی تبدیل میشوند.
پس تمدن آماده، توان حل مسئله، یادگیری، اصلاح، بازسازی و جهش را در خود ایجاد کرده و زمینهها و ظرفیتهای لازم برای تحقق تمدن بزرگ جهانی ـ مهدوی را فراهم میسازد. بنابراین، تمدنسازی در این منظومه به معنای ساختن یک «نظام ظرفیتها» است؛ نظامی که بتواند در برابر تحولات آینده مقاومت کند، از فرصتهای جدید بهره ببرد، ضعفهای خود را اصلاح کند و در صورت فراهم شدن شرایط، جهش تاریخی ایجاد نماید.
پس آمادگی تمدنی برای طلوع ولایت عظمی یعنی تبدیل ظرفیتهای انسانی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سازمانی و حکمرانیِ جامعه اسلامی به یک قدرت تمدنی هماهنگ، تابآور، جهشآفرین و زمینهساز؛ بهگونهای که جامعه نهتنها توان اداره امروز، بلکه شایستگی ورود به آیندهای بزرگتر را پیدا کند.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0