گفت‌وگو با سارق هروئینی؛ پسرخاله‌م من را وارد سرقت کرد

در بازرسی از محل اختفای متهم، چند دستگاه انواع تلفن همراه سرقتی کشف و ضبط شد.

کد خبر : 27077
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 12 می 2026 - 9:13
گفت‌وگو با سارق هروئینی؛ پسرخاله‌م من را وارد سرقت کرد
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تهران، مرد جوانی که در شرق استان تهران اقدام به سرقت می‌کرد، توسط پلیس دستگیر شد.

با دریافت گزارشی مبنی بر افزایش سرقت تلفن‌های همراه در خیابان‌ها و معابر اصلی یکی از شهرستان‌های شرق استان تهران، موضوع به صورت ویژه در دستور کار پلیس قرار گرفت.

بررسی‌های تخصصی و اقدامات اطلاعاتی مأموران در نهایت به شناسایی هویت یکی از سارقان حرفه‌ای موبایل و مخفیگاه او منتهی شد. کارآگاهان پس از هماهنگی با مقام قضایی، در عملیاتی غافلگیرانه متهم را در مخفیگاهش دستگیر کردند.

در بازرسی از محل اختفای متهم، چند دستگاه انواع تلفن همراه سرقتی کشف و ضبط شد و متهم همراه اموال کشف‌شده به پلیس آگاهی انتقال یافت.

متهم که در تحقیقات اولیه منکر هرگونه سرقت بود، پس از مواجهه با مستندات و ادله پلیسی لب به اعتراف گشود و به چندین فقره سرقت تلفن همراه در سطح شهرستان اعتراف کرد. طبق اعلام پلیس، ارزش اموال سرقتی حدود 5 میلیارد ریال برآورد شده است.

در ادامه تحقیقات مشخص شد متهم گوشی‌های سرقتی را به مالخری که در یکی از قهوه‌خانه‌ها با او آشنا شده بود می‌فروخته است. همچنین بررسی‌ها نشان داد وی دارای اعتیاد به مواد مخدر از نوع هروئین بوده و پیش‌تر نیز سابقه سرقت داشته است.

پس از تکمیل تحقیقات، متهم برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضایی معرفی و با قرار مناسب روانه زندان شد.

گفت‌وگو با متهم

چطور وارد سرقت شدی؟

از پسرخاله‌ام یاد گرفتم. اون چند سال بود سرقت می‌کرد و منم کم‌کم وارد این کار شدم.

– اولین سرقتت را یادت هست؟

آره، خیلی استرس داشتم. گوشی را از دست یک پسر جوان قاپیدم و تا چند روز عذاب وجدان داشتم ولی بعدش برایم عادی شد.

– چرا سرقت می‌کردی؟

می‌خواستم پول جمع کنم ماشین بخرم، همیشه آرزوی بنز داشتم. فکر می‌کردم با این راه زود پولدار می‌شوم.

– مواد هم مصرف می‌کنی؟

بله، چند سال است هروئین مصرف می‌کنم. بیشتر پول‌هایی هم که درمی‌آوردم خرج مواد می‌شد.

– گوشی‌های سرقتی را چکار می‌کردی؟

به یک مالخر می‌فروختم که توی قهوه‌خانه با او آشنا شدم. قیمت خیلی پایین برمی‌داشت ولی مجبور بودم بفروشم.

– خانواده‌ات خبر داشتند؟

– نه، مادرم فکر می‌کرد کارگری می‌کنم. خیلی برایم زحمت کشیده و اگر بفهمد نابود می‌شود.

– با چه کسانی زندگی می‌کنی؟

– با مادرم و برادر کوچکم. پدرم را هم از بچگی از دست دادم و شرایط زندگی‌مان سخت شد.

– پسرخاله‌ات الان کجاست؟

– او هم به خاطر سرقت در زندان است. آخرش هر دو به اینجا رسیدیم.

–  روزی چند سرقت انجام می‌دادی؟

– بعضی روزها یکی، بعضی وقت‌ها هم اگر موقعیت جور بود دو یا سه گوشی سرقت می‌کردم.

– اگر به گذشته برگردی باز هم همین مسیر را می‌روی؟

– نه، زندگی‌ام را خراب کردم. هم خودم نابود شدم هم خانواده‌ام را بی‌آبرو کردم.

انتهای پیام/

 

🚨 خبر جنجالی اخیر 💬 پربحث‌ترین خبر اخیر

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.