به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، حسن غلامپور، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: بیش از یک ماه است که جنگ تحمیلی ایران مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شده و در هفتههای اخیر، مجموعهای از سخنرانیها و مواضع دونالد ترامپ درباره جنگ با ایران، واکنشهای گستردهای در رسانهها و میان تحلیلگران برانگیخته است، بسیاری از ناظران معتقدند که تکرار مداوم ادعاهای پیروزی، نبود جزئیات درباره پایان جنگ و تناقضهای آشکار در روایتها باعث شده تصویر او نزد افکار عمومی شبیه «قماربازی که در بازی گیر کرده و مدام ادعای برد میکند» دیده شود.
تحولات یک ماه اخیر نشان میدهد که دونالد ترامپ برخلاف ادعاهای اولیه مبنی بر «پیروزی سریع و برقآسا»، اکنون با واقعیتی تلخ و فرساینده روبهرو شده است، استفاده از استعاره «قمارباز» برای او از آنجا ناشی میشود که وی تمام اعتبار سیاسی و توان نظامی خود را بر روی یک فرضیه غلط شرطبندی کرد: «اینکه ایران با چند ضربه سنگین، فورا تسلیم شده و پای میز مذاکره میآید.»
ترامپ در سخنرانیهای اخیر خود (بهویژه سخنرانی 13 فروردین 1405) مدام بین دو قطب حرکت میکند: ادعای پیروزی در عین درخواست مذاکره؛ او از یک سو مدعی است که توان نظامی ایران «نابود شده» و اهداف عملیات «اپیک فیوری» رو به اتمام است، اما از سوی دیگر با لحنی که بوی استیصال میدهد، بارها تکرار کرده که «آنها (ایرانیها) خودشان میخواهند توافق کنند.»
تهدید به «عصر حجر»: کارشناسان معتقدند که تهدید به بمباران زیرساختهای غیرنظامی و بازگرداندن یک کشور به عصر حجر، در عرف دیپلماتیک معمولاً زمانی مطرح میشود که ابزارهای فشار سیاسی و نظامی هدفمند به بنبست خورده باشند.
محاسبه غلط درباره تنگه هرمز: ترامپ تصور میکرد با آغاز جنگ، کنترل آبراههای بینالمللی را حفظ میکند، اما اکنون با گذشت بیش از یک ماه، تنگه هرمز همچنان مسدود است و او در آخرین سخنرانیاش با درماندگی از کشورهای دیگر خواست که خودشان برای بازگشایی آن «پیشقدم» شوند؛ پیامی که نشاندهنده ناتوانی آمریکا در حل این بحران به تنهایی است.
هزینههای سرسامآور در برابر پهپادهای ارزان: طبق گزارشهای اقتصادی، آمریکا و متحدانش میلیاردها دلار صرف موشکهای پدافندی (مثل پاتریوت چند میلیون دلاری) کردهاند تا پهپادهای چند هزار دلاری را ساقط کنند که این «عدم توازن مالی» در جنگ، ترامپ را در وضعیت شکست اقتصادی قرار داده است.
انزوای دیپلماتیک: برخلاف انتظارات ترامپ، بسیاری از متحدان سنتی (مانند ناتو و کشورهای آسیایی و اروپایی) از ورود به این درگیری خودداری کردهاند، او که میخواست ائتلافی جهانی علیه ایران بسازد، اکنون در حالتی از انزوا قرار گرفته که او را مجبور به عقبنشینی از برخی مواضع اولیه کرده است.
چرا او را قمارباز بازنده مینامند؟
شرطبندی روی «تغییر رژیم از راه دور»: او روی این ایده قمار کرد که حملات هوایی باعث فروپاشی داخلی میشود، اما با گذشت زمان، انسجام دفاعی ایران و پاسخهای متقابل، این فرضیه را ابطال کرد.
ویتنام شخصی ترامپ: رسانههای معتبری مانند گاردین اکنون این جنگ را «ویتنام شخصی ترامپ» مینامند؛ جایی که او در باتلاقی گیر کرده که نه راه پیش دارد و نه راه پس.
از دست دادن کارتهای بازی: با مسدود ماندن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، ترامپ مهمترین کارت خود یعنی «اقتصاد باثبات آمریکا» را در این قمار به مخاطره انداخته و عملاً به اقتصاد جهانی باخته است.
استیصال ترامپ در این است که او نمیتواند «پایان جنگ» را تعریف کند، او که با غرور وارد این کارزار شد، اکنون برای خروج از آن به دنبال یک «نردبان» میگردد، اما پاسخهای سخت میدانی، تمام پلهای پشت سر او را تخریب کرده و در واقع میتوان گفت ایران فرمانده میدان است.
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0