به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، هنر برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی یکی از مؤثرترین ابزارهای موجود است که توانسته مخاطب را متقاعد کند. وقتی جنگ میدانی و سخت با پیچیدهترین و ویرانکنندهترین تجهیزات نظامی بر سر یک ملت آوار میشود؛ این روایتها و مفاهیم هنری است که تألمات روحیوروانی و خسارات معنوی حاصل از جنگ را برای ملتها کاهش میدهد و جنگ را برای انسان قابلتحمل میکند.
هنرمندان این روزها به سربازانی میمانند که وظیفهشان ایجاد روحیه و انگیزه برای تابآوری اجتماعی است. یکی با قلمش، دیگری با دوربینش و آن یکی با هنر نمایش و تئاتر.
پژمان شاهوردی؛ یکی از همین سربازهاست که سالها با سلاح نمایش در میدان مبارزه ایستاده است. او این سالها یکی از هنرمندان تراز انقلاب اسلامی است که با ابزار نمایش گوشهای از جبهه جنگ را در دست گرفته است و مانند یک فرمانده زبده میدانداری میکند.
شاهوردی؛ امسال نیز بهعنوان هنرمند برگزیده در هفته هنر انقلاب اسلامی برگزیده شد تا برگ زرین دیگری بر تجربیات و کارنامه هنریاش اضافه کرده باشد. او در یک مصاحبه تفصیلی با خبرگزاری تسنیم از نقش هنرمندان در جنگ تحمیلی سوم سخن گفت.
تسنیم: هنر چقدر در القای مفاهیم اجتماعی نقش دارد؟
هنر یکی از عمیقترین و بحثبرانگیزترین مباحث فلسفی و جامعهشناسی است و فقط یک ابزار برای بیان زیبایی نیست؛ بلکه هنر به نظر من یک زبان است. وقتی کلمات کارکردشان را از دست میدهند؛ اینجاست که برای بازتاب یک اتفاق مثل جنگ، هنر و هنرمند وارد میدان میشوند و آن رسالت را انجام میدهند. یک هنرمند تلاش میکند که ایدهها و احساسات و تجربیاتش را از زاویه نگاهش به مردم انعکاس بدهد. هنر به همه مردم کمک میکند تا جهان را از یک دریچه دیگر ببینند که شاید به فکر مردم عادی نرسد و اینجاست که رسالت هنرمند بروز پیدا میکند.
تسنیم: به نقش هنر در بیان مسائل جنگ اشاره کردید؛ چقدر این ابزار در کاهش تألمات روحیوروانی ناشی از آن کارگشاست؟
وقتی صحبت از اتفاق تاریکی مثل جنگ میافتد؛ دیگر نقش هنرمند و کارکرد هنر تغییر پیدا میکند. در جنگ جهانی دوم، شوروی وقتی وارد جنگ میشود، هنرمندهای تئاتر خیابانی برای تبلیغ و تهییج مردم به روستاها میروند و از جنگ و علل و چگونگی شروع آن میگویند و اینکه مردم باید چه کار کنند. اینجاست که هنر مفهوم پیدا میکند. قطعاً یکی از رسالتهای هنرمندان این است که از چه دریچهای قرار است به این اتفاق نگاه کنند. اینجاست که میبینیم در طول جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، پوسترهایی توسط هنرمندهای گرافیک طراحی و منتشر میشود که راهگشا میشود. مردم با دیدنش به عقلانیت میرسند؛ آنهایی که راه را گم کردند، زیبایی هنر باعث میشود که به فکر فرو بروند؛ مثلاً یک عکاس، عکسی را ثبت میکند در تجمعات با یک پرچم خونی که آن عکس قرار است در یکی از اسکناسهای ما به نماد تبدیل بشود؛ این یعنی کارکرد هنر در بزنگاههای تاریخ.
تسنیم: مردم چقدر از بیان جنگ در قالب هنر متأثر میشوند؟ آیا پیوندی ایجاد میشود؟
قطعاً آثاری که تولید میشود، سرودهایی که خوانده میشود، آهنگهایی که منتشر میشود، با جامعه ارتباط میگیرد. در هفته هنر انقلاب اسلامی؛ محسن چاووشی بهعنوان مرد هنر انقلاب انتخاب شد؛ چرا این اتفاق میافتد؟ چون کارکرد آن اثری که تولید کرده در جامعه مشهود بوده و میشود منبع پلاکاردهایی که توسط مردم در خیابانها تجمع کردهاند با شعار «مردم علاج در وطن است». این کارکرد هنری است که چاووشی دارد و این خیلی اتفاق بزرگی است که یک هنرمند چگونه میتواند جریانساز باشد. قطعاً یک هنرمند با خلق اثرش میتواند کارهایی را انجام بدهد که گزارشهای خبری از آن اتفاق در روزها و بزنگاههای تاریخی غیرممکن است انجام دهد.
تسنیم: بهعنوان یک هنرمند؛ این روزها کجای ماجرا ایستادهاید؟ در دل میدان یا در حاشیه؟
با تولید یک اثر نمایشی در میدان هستم. بنده این افتخار را دارم که پنجبار هنرمند برگزیده انقلاب در لرستان و یک بار هنرمند منتخب کشور در بخش نمایش هستم. در هنر انقلاب، وظیفه هنرمند خیلی سنگینتر میشود. تفاوتی که وظیفه هنرمند را با گزارشگر خبری متمایز میکند این است که خبرگزاری و خبرنگار واقعیتها را همانگونه که هستند منتشر میکنند؛ اما هنرمند حقیقتی را که در آن روایت وجود دارد عینی میکند؛ بهدنبال زیباییشناسی موضوع است. بیشتر تمرکز یک هنرمند در این وقایع روی روایتهای فردی است و بعد روایتهای گروهی؛ ما وقتی حادثه میناب را میبینیم، وقتی وارد زندگی یکیک از کودکان میناب میشویم، ابعاد جدیدی از موضوع باز میشود.
یکی خواب دیده قرار است با مدرسه بروند دیدار رهبر و بعد به مادرش میگوید و مادرش به مدرسه زنگ میزند که آیا شما دیدار رهبری دارید؛ بچه من خواب دیده. این هنرمند عرصه نمایش است که میتواند این را بستر یک درام کند و یک نمایش تولید کند که یک دنیای بزرگ پشت آن است و آن را برای همه قشرهای مختلف به نمایش بگذارد تا از دریچه هنرمندانه به زندگی یکی از دخترکان میناب ورود کند و آن را جذاب کند. وظیفه یک هنرمند در روایتهایی که میسازد، نشاندادن درد جنگ و درد عاطفی است که بین همه ساری و جاری شده است.
تسنیم: به نظر شما مخاطب چقدر واقعیتها را با روایت هنرمندان درک میکند؟
قطعاً مخاطب سراغ روایت توسط هنرمند میرود. وقتی که حادثه میناب اتفاق میافتد، دوربینها بهسراغ ویرانیها میروند؛ دوربینها سراغ تعداد کشتهشدگان میروند؛ اما این هنرمند است که بهطرف آن کولهپشتی صورتی میرود و آن را ضبط میکند و برای آن کولهپشتی نمایش تولید میشود؛ برای آن کولهپشتی موسیقی تولید میشود. در آن خرابیها عروسکی که سوژه هنرمندان قرار میگیرد، برای گلی که پرپر شده، دفترچهای که پارهپاره شده و آن مشقشبی که هرگز توسط معلم دیده نشده، سوژه قرار میگیرد و روایت هنرمندها از یک واقعه تلخ را به نمایش میگذارد و آن را زیبا میکند.
تسنیم: پس تفاوت نگاه هنرمند با خبر صرف در پرداختن به جزئیات ماجراست؟
بله؛ اینجاست که تفاوت روایت هنرمندها با سایر روایتها مشخص میشود. نمادپردازی که هنرمند دارد و یک دید متفاوت از یک اتفاق و روایت متفاوتش را نشان میدهد تا در زندگی و مرگ و امید و ویرانی، انتخابش زندگی باشد، انتخابش امید باشد و آن را به مخاطبش عرضه کند.
تسنیم: تا قبل از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی هنرمندان چندان ورود پیدا نمیکردند به وقایع اینچنینی؛ اما بعد از شهادت سردار دلها نگاهها متفاوتتر شده است؟
بله، ما قبل از آن، جنگ هشتساله را داشتیم که موضوع تولیدات ملی بود؛ اما بعد از شهادت سردار دلها نگاهها متفاوتتر شده است. شخص من بهعنوان هنرمند عرصه نمایش بلافاصله بعد از شهادت سردار ابتدا این سؤال برایم مطرح شد که وظیفهام چیست و چگونه باید شهادت سردار را روایت کنم. اثری تولید کردم به اسم «سرباز» که بالغ بر پانصد اجرا در کل کشور طی این سالها داشتم و از یک هفته بعد از شهادت سردار سلیمانی این اجراها شروع شد تا دقیقاً یک روز قبل از شروع جنگ اخیر موسوم به جنگ رمضان.
تسنیم: پس با نمایش بهتر میشود یک موضوع ملی یا رویداد را برای مخاطب عینیتر کرد؛ درست است؟
قطعاً؛ این نشان میدهد که هنر نمایش و سایر قالبهای هنری در بیان روایتها چقدر میتوانند مهم و مؤثر و در کنارش جذاب باشند که مثلاً کل کشور خواهان دیدن یک اثر نمایشی باشند. آن اثر نمایشی به فرموده رهبر شهیدمان یک منبر است، بلکه فراتر از آن؛ یک اثر نمایشی فاخر میتواند با هزاران سخنرانی برابری کند. کمااینکه رهبر شهیدمان فرمودند من داستان ایوب را بارها در قرآن خواندم ولی یک نمایشی دیدم که نکتههای بسیار خوبی را که من به دنبالش بودم و شاید نشنیده بودم برای من کشف کرد و به من نشان داد. اینها تأثیر روایتهای درست در ارتباط با مردم و مخاطب است و جایگاه هنرمند و رسالتش را برای مخاطب آشکار میکند.
تسنیم: نقش مردم در نمایش و بیان روایت جنگ چطور بوده است؟
ما در جنگ 12روزه بود که بیشتر سراغ روایتهای مردمی رفتیم. در آن جنگ هم همینطور بود، هنرمندان کنار ننشستند؛ آثار خودشان را تولید کردند. ما برای چهلم شهدای جنگ 12روزه اثری را تولید کردیم و باز هم استقبال بسیار زیادی شد؛ در فضاهای مختلف اجرا داشتیم تا این پیام را بدهیم که هنرمندها نسبت به وقایع و اتفاقهای کشورشان سکوت نمیکنند و همواره در میدان هستند و این در میدانبودن برمیگردد به مردم؛ در این جنگ هم مردم نشان دادند در کف خیابانها هستند و یک عنصر مهم از عناصر انقلاباند. یکی از سه ضلع پایداری انقلاب این روزها مردم هستند.
تسنیم: پس وظیفه هنرمند خیلی سنگینتر شده؛ چهکار کند که روایت شبهای تجمعات مردمی به گوش همگان برسد؟
خیلیها دارند دلی کار انجام میدهند و نگاهشان زیباست. خیلیها موکب زدهاند؛ برخی اثر میدانی تولید کردهاند؛ برخی با نمایش خیابانی، خیلیها هم با موسیقی و اینجاست که نشان میدهد هنرمند چقدر وظیفهاش سنگینتر شده. کمااینکه هنرمندهای عرصه نمایش هم بیکار ننشستند؛ کارهای بسیار زیادی در حوزه نمایش انجام شد. آخرین اثری که ما اجرا کردیم همان اتفاق عشایر غیور برنوبهدوش بود که توانستند یک پهپاد را سرنگون کنند و این نمایش در جمع عشایر غیور هم به اجرا درآمد و استقبال بسیار خوبی از آن شد.
اینجاست که به آن عشایر میگوییم که ما متوجهیم که شما در کف میدان هستید و دارید رشادت میکنید؛ از این طرف هنرمندامان رشادت عشایر را با ریزبینی و دقت و ظرافت و زیباییشناسی به تصویر کشیدهاند و برای مخاطبان گوشهوکنار این شهر و این استان به اجرا درمیآورند.
تسنیم: صرف بیان روایت با پوشش هنرمندانه کفایت میکند برای تأثیر بر مخاطب خاص و عام؟
یکی از رسالتهای هنرمندان در روایتکردن این است که جستوجوگر باشند. هنرمند باید از دوربین و نگاه خودش به وقایع نگاه کند و در جذابیت آن اثر هنری کوشا باشد و طوری اثر هنریاش را خلق کند که بازتاب و نمودش برای نشاندادن قدرت و اقتدار کشورش بسیار مؤثر باشد. صحبت از این اقتدار همان پرچمهایی است که هر شب در دست این مردم است؛ در دست قهرمانان زنی است که این شبها در تجمعات به همراه کودکان خردسال در میدان حاضر میشوند و چقدر شجاعانه پای این پرچم میایستند.
ما بهعنوان هنرمند این اتفاقها را قطعاً به تصویر میکشیم و رمانها، نمایشنامهها و نمایشهای بسیاری، سریالها و فیلمهای بسیاری از دل این تجمعات بیرون خواهد آمد.
هنرمند وقتی یک اتفاقی را به تاریخ گره میزند، وظیفهاش سنگینتر میشود که آن اتفاق را از دل تاریخ بیرون بکشد و از منظر زیباییشناسانه نمایانش کند تا نسلهای آینده بدانند که بر این کشور چه روزهایی گذشته و چگونه مردان و زنان از پرچمشان دفاع کردند؛ نگذاشتند یک وجب از این خاک به دست نااهلان بیفتد.
گفتوگو از مژگان شلکه بیرانوند
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0