خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایرانشناسی سیستان و بلوچستان| در حالیکه سیستان، مهد تمدن و فرهنگ و برخوردار از ظرفیت بالای انسانی بود، در چندین دوره مجلس شورای ملی، افرادی از میان وابستگان و سرسپردگان خاندان شوکتالعلم بهصورت مستقیم معرفی میشدند و صندوقهای رأی نیز به نفع آنان مهندسی میشد. اسدالله علم، عامل وابسته به انگلیس در رژیم پهلوی، بخش گستردهای از املاک سیستان را در تیول خود داشت و با در اختیار گرفتن فرمانداریها، انجمنهای ایالتی و نهادهای عمران محلی از طریق وابستگانش، عملاً فریاد مردم سیستان را در گلو خفه کرده بود.
با روی کار آمدن دکتر مصدق، فضای سیاسی کشور تا حدی بازتر شد. در جریان انتخابات مجلس سال 1330، آیتالله ابراهیم شریفیسیستانی ـ همدوره آیتالله بهجت، شاگرد و داماد آیتالله قاضی طباطبایی و مجتهدی مسلم ـ در برابر عوامل استعمار و نظام سلطه نامزد نمایندگی مجلس شد. این اقدام، آغاز کارشکنیهای جریان وابسته به خاندان علم بود.
فرماندار وقت که از سرسپردگان این خاندان محسوب میشد، با تهدید و فشار اعلام کرده بود که نتیجه انتخابات باید از پیش تعیینشده باشد و برای تحقق این هدف، مردم را تحت فشار شدید قرار میدادند. راههای ارتباطی برای دادخواهی، از جمله تلگراف، عملاً مسدود بود و نزدیکترین تلگرافخانه در شهر بم قرار داشت. حتی خودروی جیپی که قرار بود برای این منظور به بم برود، با ریختن شن در موتور، از کار انداخته شد.
در چنین شرایطی، مردم ناچار شدند با برنامهریزی قبلی، در روز انتخابات قیام کنند. صندوقها به آتش کشیده شد و درگیریهای خیابانی شکل گرفت که در نتیجه آن، تعدادی کشته و شماری از جمله آیتالله شریفی، محمدرضاخان پردلی و دیگران دستگیر و زندانی شدند.
بر پایه پژوهشهای میدانی و اسنادی، در این رویداد مهم سیاسی هرگز دوقطبی زابلی- بیرجندی، شیعه- سنی یا فارس- بلوچ وجود نداشته است. حتی با وجود آنکه خاندان علم اهل بیرجند بودند، بسیاری از بیرجندیها در جبههی مردمی و در تقابل با این جریان قرار داشتند. پس از این حوادث، انتخابات بهتدریج شکل مردمیتری به خود گرفت و برای نخستین بار، نمایندگان بومی سیستان وارد مجلس شدند.
پرسش اساسی این است که آیا جریان «پانعَلمیسم» با پیروزی انقلاب اسلامی پایان یافت؟
پس از انقلاب، مرحوم آیتالله عبادی(ره) ـ عالمی از بیرجند ـ به عنوان نماینده امام خمینی(ره) در استان، مسئولیت مدیریت دینی و سیاسی را بر عهده گرفت. فارغ از شخصیت فردی ایشان، بقایای شبکه وابسته به خاندان علم در پوششهای مختلف، بهتدریج در لایههای پنهان به این مرکزیت نزدیک شدند و در ترسیم راهبردهای کلان استان تأثیر گذاشتند.
میتوان گفت ماجرای کشتهشدن تعدادی از سیستانیان در جریان انتخابات مجلس سال 1364، تکرار تلخ حادثه 19 بهمن 1330 بود. به نظر میرسد وجود مجامع غیررسمی، پدرخواندههای سیاسی و شبکههای موازی با دولت و حاکمیت برای اثرگذاری بر چینش نیروهای مدیریتی و جهتدهی به طرحهای توسعهای در سیستان، ادامه همان خط فکری دوران سیاه پهلوی و نفوذ خاندان علم است.
ازاینرو، باید هوشیار بود و این وقایع را بهصورت شفاف، مستند و منطبق با واقعیت برای نسل جوان تبیین کرد تا آیندگان در دام تکرار این چرخه تحقیر و محرومیت گرفتار نشوند.
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0