به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی – اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان “وقتی فشار اقتصادی ابزار کودتای نرم میشود؛ چرا اتحاد ملی معادله تحریم را تغییر میدهد؟” که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
تحولات اخیر منطقهای و داخلی نشان میدهد شکل تهدید علیه جمهوری اسلامی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که بیش از آنکه بر ابزار نظامی متکی باشد، بر عملیات روانی، مهندسی افکار عمومی و جنگ روایتها استوار است. تشبیه این روند به «کودتای نرم» از آن جهت قابل توجه است که هدف آن نه اشغال سرزمینی، بلکه تغییر رفتار سیاسی کشور از مسیر فرسایش ذهنی، اجتماعی و اقتصادی است.
یکی از مهمترین ابزارهای این کودتای نرم، فشار اقتصادی هدایتشده است. نوسانات شدید نرخ ارز، جهشهای پرشتاب دلار در یک سال گذشته و القای فضای بیثباتی اقتصادی، صرفاً پدیدههای بازارمحور نیستند، بلکه در بسیاری موارد در چارچوب یک عملیات ادراکی طراحی میشوند تا احساس ناامنی اقتصادی، التهاب روانی و بیاعتمادی عمومی را تشدید کنند. هدف نهایی این روند، افزایش هزینه حکمرانی و تضعیف قدرت تصمیمسازی داخلی است.
در مقابل این سناریو، برخی اصلاحات ساختاری از جمله جراحی اقتصادی و حذف ارز ترجیحی را باید بهعنوان اقدامی راهبردی برای ساختن آیندهای باثباتتر در حوزه اقتصاد و ارز ارزیابی کرد. هرچند این تصمیمها در کوتاهمدت هزینههایی به همراه دارد، اما در میانمدت میتواند با کاهش رانت، اصلاح سازوکار توزیع منابع، شفافسازی مالی و کنترل فشارهای پنهان بودجهای، زمینه تثبیت پایدارتر بازار ارز و کاهش آسیبپذیری اقتصاد ملی را فراهم کند؛ مسیری که دشمن دقیقاً تلاش میکند مانع تحقق آن شود.
با این حال، نقطه ثقل موفقیت در این میدان جدید، نه صرفاً ابزار اقتصادی یا توان نظامی، بلکه اتحاد ملی و انسجام اجتماعی است. مشارکت مردم در این نبرد ترکیبی، نه از مسیر تقابل خیابانی یا هیجان سیاسی، بلکه از کانال همبستگی ملی، آرامش اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی محقق میشود. نتیجه مستقیم این مشارکت، کاهش اثرگذاری تحریمها و تضعیف کارآمدی فشار خارجی است؛ فرآیندی که سود نهایی آن به خود مردم بازمیگردد و به شکل کاهش التهاب بازار، ثبات روانی جامعه و بهبود فضای اقتصادی نمود پیدا میکند.
در این میان، یک واقعیت مهم کمتر در فضای رسانهای بازتاب داده میشود: ارزیابیهایی که به تصمیمسازان آمریکایی ارائه میشود، با روایتهای رسانهای فاصله جدی دارد. گزارشهایی که توسط نهادهای رسمی و امنیتی مورد استناد قرار میگیرد، نشان میدهد ایران در حوزه بازتوانی نظامی به سطح بالایی از قدرت بازدارنده رسیده، سناریوی تصرف سرزمینی با هزینههای سنگین و پیچیده همراه است و مهمتر از آن، هیچ آلترناتیو سیاسی مورد اجماع داخلی وجود ندارد که بتواند منافع آمریکا را بدون اصطکاک اجتماعی و بحران مشروعیت تأمین کند.
همین واقعیتهاست که باعث شده تمرکز فشار دشمن از تقابل سخت، به سمت جنگ روایت، عملیات ادراکی و کودتای نرم تغییر کند. در چنین شرایطی، اجماع ملی نه فقط یک ضرورت سیاسی، بلکه یک ابزار مستقیم کاهش فشار خارجی و افزایش توان حکمرانی داخلی است.
امروز معادله روشن است: هرچه انسجام داخلی تقویت شود، اثرگذاری تحریمها کاهش مییابد، ظرفیت دولت برای خدمترسانی افزایش پیدا میکند و پروژه بیثباتسازی دشمن با شکست مواجه میشود. نبرد اصلی در میدان ذهنها جریان دارد؛ و پیروزی در این میدان، بیش از هر چیز به بلوغ اجتماعی، اتحاد ملی و مدیریت هوشمندانه افکار عمومی وابسته است.
انتهای پیام/424





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0