آیا تهدیدات آمریکا علیه ایران جنگ واقعی است یا صرفاً جنگ روانی؟

یک کارشناس سیاسی با بررسی تجربه‌های تاریخی و میدانی، تهدیدات اخیر آمریکا علیه ایران را جنگ روانی می‌داند.

کد خبر : 7042
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۵
آیا تهدیدات آمریکا علیه ایران جنگ واقعی است یا صرفاً جنگ روانی؟
استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در شرایطی که فضای رسانه‌ای منطقه و جهان آکنده از تهدیدات لفظی، عملیات روانی و سناریوهای القایی علیه جمهوری اسلامی ایران است، بازخوانی تجربه‌های تاریخی و تحلیل واقع‌بینانه تحولات امنیتی و سیاسی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش می‌کنند با بزرگ‌نمایی گزینه نظامی و تشدید جنگ روانی، افکار عمومی ایران را دچار اضطراب و محاسبه اشتباه کنند.

در همین راستا، یدالله دهقان‌نژاد، کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قزوین، به‌صورت مبسوط به بررسی احتمال حمله نظامی آمریکا، دلایل شکست گزینه جنگ، ابعاد جنگ 12 روزه، نقش اغتشاشات اخیر، پروژه فروپاشی و تجزیه ایران و جایگاه تعیین‌کننده مردم در خنثی‌سازی توطئه دشمنان پرداخته است.

متن گفت‌وگوی دهقان‌نژاد با تسنیم به این شرح است:

تسنیم: این روزها مهم‌ترین پرسش افکار عمومی این است که آیا آمریکا در شرایط فعلی به ایران حمله نظامی خواهد کرد یا خیر. تحلیل شما در این باره چیست؟

این سؤال را باید با دقت راهبردی پاسخ داد، نه احساسی. پاسخ من دو بخش دارد؛ یک پاسخ کوتاه و یک پاسخ تحلیلی. پاسخ کوتاه این است که بر اساس واقعیت‌های میدانی، محاسبات نظامی و تجربه‌های تاریخی، آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد.

اما پاسخ تحلیلی این است که آمریکا در طول بیش از چهار دهه گذشته، دو بار گزینه نظامی را علیه جمهوری اسلامی ایران امتحان کرده و در هر دو بار شکست خورده است. کشوری که یک راهبرد را دوبار آزموده و دوبار هزینه سنگین داده، بار سوم همان مسیر را تکرار نمی‌کند، مگر آنکه دچار خطای محاسباتی مرگبار شود.

تسنیم: منظور شما از این دو تجربه شکست‌خورده چیست؟

تجربه اول، جنگ هشت‌ساله تحمیلی است. در آن مقطع، جمهوری اسلامی ایران تازه از انقلاب عبور کرده بود؛ انسجام سیاسی و نظامی امروز را نداشت، سپاه و ارتش در حال بازسازی بودند و کشور با مشکلات داخلی متعددی مواجه بود. با این حال، آمریکا با بسیج بیش از 40 کشور جهان پشت سر صدام، تلاش کرد انقلاب اسلامی را در نطفه خفه کند.

نتیجه چه شد؟ هشت سال جنگیدند، میلیاردها دلار هزینه کردند، اما نه‌تنها ایران سقوط نکرد، بلکه قدرتمندتر شد و در نهایت همان دشمنان، انقلاب اسلامی را به رسمیت شناختند. اگر گزینه نظامی کارآمد بود، آمریکا اجازه نمی‌داد جنگ در سال 67 پایان یابد.

تسنیم: تجربه دوم که به آن اشاره کردید، جنگ 12 روزه است؛ چرا آمریکا دوباره وارد این مسیر شد؟

ورود آمریکا به جنگ 12 روزه، حاصل یک خطای محاسباتی بزرگ و یک فریب اطلاعاتی از سوی نتانیاهو بود. خود ترامپ صراحتاً در کنگره آمریکا گفت که نتانیاهو به او وعده داده بود ظرف 24 ساعت ایران از کار خواهد افتاد و حتی قادر به شلیک یک موشک هم نخواهد بود.

رژیم صهیونیستی بیش از 20 سال برای چنین سناریویی تمرین کرده بود. آن‌ها تصور می‌کردند با یک عملیات ناگهانی، ترور فرماندهان و دانشمندان و ایجاد شوک روانی، می‌توانند ایران را از پا درآورند.

تسنیم: اما نتیجه چه شد؟

در ساعات اولیه، واقعاً یک غافلگیری سنگین رخ داد و برخی فرماندهان و دانشمندان ما به شهادت رسیدند. حتی بخشی از افکار عمومی دچار نگرانی شد. اما نقطه تمایز جمهوری اسلامی ایران، بازگشت سریع به تعادل در بحران است.

با تدابیر مقام معظم رهبری، ظرف چند ساعت ساختار فرماندهی بازیابی شد و از ظهر همان روز، پاسخ‌های موشکی و عملیاتی ایران آغاز شد؛ پاسخ‌هایی که به‌قدری سنگین بود که بعد از سه تا چهار روز، ورق جنگ کاملاً برگشت و آمریکا مجبور شد برای نجات اسرائیل مستقیماً وارد میدان شود و نهایتاً خودش درخواست آتش‌بس داد.

تسنیم: این درخواست آتش‌بس چه پیامی داشت؟

این یعنی شکست گزینه نظامی. اگر آمریکا می‌توانست ایران را با حمله نظامی سرنگون کند، جنگ 12 روزه هرگز تمام نمی‌شد. چه کسی آتش‌بس خواست؟ آمریکا و رژیم صهیونیستی. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد گزینه جنگ برای آن‌ها پرهزینه، غیرقابل‌کنترل و شکست‌خورده است.

تسنیم: با این حال، حضور ناوهای آمریکایی در منطقه چگونه تحلیل می‌شود؟

برخلاف تصور عمومی، حضور ناوهای آمریکایی نشانه عدم تمایل به جنگ است، نه آغاز جنگ. ناوهایی مثل آبراهام لینکلن با بیش از 6 هزار خدمه، وقتی به خلیج فارس نزدیک می‌شوند، در وضعیت تدافعی قرار می‌گیرند.

آمریکا می‌داند که این ناوها اهداف بسیار بزرگی هستند و در صورت درگیری، با چند موشک دقیق به اعماق دریا خواهند رفت. آیا آمریکا حاضر است چنین هزینه‌ای بدهد؟ قطعاً خیر. بنابراین این تحرکات، بخشی از جنگ روانی و نمایش قدرت است.

تسنیم: هدف اصلی این جنگ روانی چیست؟

هدف اصلی، ترساندن ایران و کشاندن آن پای میز مذاکره از موضع فشار است. ترامپ از استراتژی «مرد دیوانه» استفاده می‌کند؛ همان نظریه‌ای که در دهه 1970 در سیاست خارجی آمریکا مطرح شد تا طرف مقابل تصور کند رئیس‌جمهور آمریکا غیرقابل پیش‌بینی است.

اما تجربه نشان داده کسی که واقعاً قصد جنگ دارد، این‌قدر تهدید نمی‌کند، مصاحبه پشت مصاحبه نمی‌رود و مدام از مذاکره حرف نمی‌زند.

تسنیم: در بخش دوم صحبت‌هایتان به اغتشاشات اخیر اشاره کردید؛ تحلیل شما از آن حوادث چیست؟

آنچه در کشور رخ داد، صرفاً اعتراض اجتماعی نبود؛ یک جنگ شهری تمام‌عیار و بخشی از پروژه پنج‌مرحله‌ای آمریکا برای فروپاشی ایران بود. این پروژه شامل فشار اقتصادی، اعتراض، اغتشاش، ترور، حمله نظامی و در نهایت تجزیه ایران است.

خود آمریکایی‌ها به این موضوع اعتراف کرده‌اند. وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت ما بدون شلیک گلوله، با جنگ اقتصادی مردم ایران را به خیابان آوردیم. اوباما هم صراحتاً گفته بود همان کاری که با شوروی کردیم، می‌خواهیم با ایران انجام دهیم.

تسنیم: نقش رژیم صهیونیستی و جریان‌های معاند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تمام گروه‌ها از منافقین، پژاک، کوموله، جیش‌الظلم، عرفان‌های نوظهور و حتی جریان‌های رسانه‌ای وابسته، هم‌زمان وارد میدان شدند. سازماندهی میدانی، توزیع سلاح، ارتباطات ماهواره‌ای و پروژه کشته‌سازی کاملاً مشهود بود.

اعترافات ایلان ماسک درباره استارلینک، سخنان مقامات اسرائیلی و تحلیل‌گران امنیتی آن‌ها، همگی نشان می‌دهد این اغتشاشات هدایت‌شده و طراحی‌شده بود.

تسنیم: چرا در نهایت این پروژه شکست خورد؟

به پنج دلیل اصلی: اول، هوشیاری مردم و جدا شدن سریع صف ملت از اغتشاشگران.

دوم، جمع شدن سریع اغتشاشات با ایثار نیروهای امنیتی.

سوم، آمادگی بالای نیروهای مسلح.

چهارم، پیام‌های صریح ایران به آمریکا درباره پاسخ قاطع.

و پنجم، راهپیمایی عظیم 22 دی که به تعبیر دقیق، تیر خلاص به پیکر توطئه دشمن بود.

آمریکا اگر ببیند مردم پای نظام نیستند، حمله می‌کند؛ اما وقتی پشتوانه مردمی را می‌بیند، عقب می‌نشیند.

تسنیم: جمع‌بندی نهایی شما چیست؟

جمهوری اسلامی ایران در آستانه یک قله راهبردی قرار دارد و دشمن دقیقاً به همین دلیل مضطرب است. شکست آمریکا در جنگ نظامی، جنگ اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و جنگ ترکیبی، تصادفی نیست؛ نتیجه پیوند مردم، رهبری و مقاومت است.

اگر مراقب جنگ نرم باشیم و فریب صفین‌های جدید را نخوریم، همان‌طور که تاکنون پیروز شده‌ایم، این مرحله را هم با اقتدار پشت سر خواهیم گذاشت.

انتهای پیام/

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.