به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، کاروان زیر سایه خورشید، وقتی به لرستان میرسد، مسیرش دیگر فقط یک جغرافیا نیست؛ وارد لایهای از زندگی میشود که در آن، خانهها، خاطره دارند، و نامها وزن دارند.
در این مسیر، نخستین توقف در خانه شهید رمضان حسنوند در الشتر است، سرباز گمنامی که در حملات صهیونی، آمریکایی شهید شد و نامش در پیوندی عمیق با امام زمان معنا پیدا میکند. در این خانه زیارت، از راه دور نیست؛ نزدیکترین شکل ممکن است.
در ادامه این مسیر، خانهای دیگر؛ نامی دیگر؛ اما همان امتداد معنا. علی فولادوند، دانشمندی که در دل جنگ، به نقطهای رسید که علم، به انتخاب رسید. پرچم، در خانه او برافراشته میشود و خانه، برای لحظاتی، به حرم نزدیک میشود.
کاروان، در حرکت خود به انورآباد، و فیروزآباد میرسد؛ جایی که این حضور، گستردهتر و در چندین نقطه، بهصورت همزمان تجربه میشود. در خانه رسول مرادی، سردار سرتیپ دوم و از متخصصان حوزه هوافضا، پرچم بر دیواری مینشیند که دیگر فقط یک دیوار نیست؛ روایت است.
در این خانهها، صداها بلند نیستند، اما معنا، عمیق است. اما این مسیر، به خانهها محدود نمیماند. کاروان، از آستانهها عبور میکند و به جایی میرسد که درد، شکل دیگری دارد؛ به بیمارستان امام خمینی.
اینجا، زیارت، از جنس دیگری است. پرچم، بر بالین بیمارانی میرسد که با رنج خود روبهرو هستند. در این فضا، زمزمهای جاری است؛ خواهشی ساده، اما عمیق برای شفا.
در اینجا، فاصله میان دعا و اجابت، کوتاهتر احساس میشود. پرچم، بر بالینها میچرخد، و در هر حرکت، حضور در همین لحظه، در همین مکان، شکل گرفته است.
کاروان، در این امتداد، میان خانه شهید، خانه دانشمند، خانه فرمانده و تخت بیمار، حرکت میکند؛ و در هر ایستگاه، زیارت، تعریفی تازه پیدا میکند.
پرچم، از دستی به دست دیگر نمیرسد؛ از معنا به معنا منتقل میشود. و این معنا، در تمام این خانهها، در تمام این نامها، یک چیز را تکرار میکند: اتصال میان زمین و آسمان، میان زندگی و شهادت.
انتهای پیام/ 644/.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0