به گزارش خبرگزاری تسنیم از مهدیشهر،صبحی متفاوت در مهدیشهر آغاز شد؛ شهری که از نخستین ساعات روز در سکوتی آمیخته با اندوه و افتخار به استقبال مراسم تشییع پیکر شهید مهدی حامدی رفت.
خیابانهای منتهی به مسیر تشییع از سهراه المهدی تا گلزار شهدای مهدیشهر آرامآرام مملو از مردمی شد که آمده بودند تا با جوان 20 ساله شهرشان وداع کنند؛ جوانی که نامش از این پس در حافظه جمعی مردم این دیار ماندگار خواهد شد.
از پیرمردان عصا به دست گرفته تا نوجوانانی که شاید همسنوسال شهید بودند، همه در این اجتماع بزرگ حضور داشتند.
زنان در گوشه و کنار خیابان با چشمانی اشکآلود زیر لب دعا میخواندند و مردان با چهرههایی جدی و اندوهگین در سکوتی سنگین به مسیر حرکت نگاه میکردند.
پرچمهای سه رگ ایران در دست مردم بالا رفته بود و صدای صلوات و نوحهخوانی فضای شهر را پر کرده بود.
پیکر شهید مهدی حامدی، سرباز جوانی که در جریان حمله هوایی رژیم صهیونی آمریکایی روز بیستونهم اسفندماه به مناطقی از استان سمنان در شهر شهمیرزاد به شهادت رسید، بر دوش مردم قدرشناس مهدیشهر تشییع شد.
جوانی که سرباز وظیفه بودو تنها 20 سال از عمرش میگذشت اما نامش در کنار شهدای این سرزمین قرار گرفت.
مسیر تشییع از سهراه المهدی آغاز شد؛ جایی که جمعیت انبوهی از مردم از ساعات ابتدایی صبح گرد هم آمده بودند.
صدای نوحهخوانی در میان جمعیت پیچیده بود بوی دود اسپند در هوا معلق بودو گاه صدای گریه مادران و خواهران داغدار در میان آن شنیده میشد.
مردم دستهدسته در مسیر ایستاده بودند و با گل و اشک، پیکر شهید را بدرقه میکردند.
دانشآموزان مدارس نیز با در دست داشتن گل و پلاکاردهایی که نوشته هایش حکایت از افتخار و خشم بود در مراسم حضور داشتند. برخی از آنها با نگاههایی متأثر به تابوت نگاه میکردند؛ گویی حضور در این مراسم برایشان معنایی فراتر از یک مراسم تشییع داشت.
در میان جمعیت، «علی رضایی» یکی از شهروندان مهدیشهری که برای بدرقه شهید آمده بود، میگوید: «مهدیشهر همیشه در لحظههای مهم کنار هم بوده است. امروز هم آمدهایم تا نشان دهیم قدردان فرزندان این سرزمین هستیم. دیدن این جمعیت نشان میدهد مردم هنوز به ارزشهایی که این جوانان برایش جان میدهند احترام میگذارند.»
کمی جلوتر، بانویی میانسال که چشمانش از گریه سرخ شده است، با صدایی بغضآلود میگوید: «او میتوانست مثل خیلی از جوانها زندگی عادی داشته باشد، اما سرنوشتش طور دیگری رقم خورد. برای مادرش دعا میکنم؛ هیچ مادری طاقت چنین داغی را ندارد.»
جمعیت هر لحظه بیشتر میشد. مغازهداران در طول مسیر کرکرههای مغازههای خود را پایین کشیده بودند و بسیاری از آنها مقابل مغازههایشان ایستاده بودند تا در بدرقه شهید شهرشان شریک باشند.
پیرمردی که پرچمی در دست داشت و اشک در گوشه چشمش حلقه زده بود و آرام در میان جمعیت حرکت میکرد، در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: «ما سالهای زیادی از عمرمان را دیدهایم، اما هر بار که پیکر یک جوان تشییع میشود، دل آدم دوباره میشکند. این جوانها سرمایههای این کشور هستند.»
فضای مراسم در عین اندوه، رنگی از همدلی و همبستگی داشت. مردم در طول مسیر برای خانواده شهید دعا میکردند و بسیاری از آنها با چشمانی اشکآلود تابوت را همراهی میکردند.
با نزدیک شدن جمعیت به گلزار شهدای مهدیشهر، نوحهها آرامتر شد و سکوتی سنگین بر فضا حاکم شد. پیکر شهید در میان اشک و صلوات مردم به محل آرامگاه منتقل شد تا در کنار دیگر شهدای این سرزمین آرام گیرد.
یکی از جوانان حاضر در مراسم که خود را «مهدی احمدی» معرفی کرد، گفت: «آمدهایم تا بگوییم این شهر فرزندانش را فراموش نمیکند. حضور این همه مردم نشان میدهد که یاد و نام چنین جوانانی در دل مردم زنده میماند.»
در جریان حمله هوایی روز بیستونهم اسفندماه 1404 به مناطقی از سمنان، درجزین و شهمیرزاد، 9 نفر به شهادت رسیدند و 36 نفر نیز مجروح شدند. بری که در روزهای پایانی سال، اندوهی عمیق در میان مردم منطقه بر جای گذاشت.
اکنون اما مهدیشهر با بدرقهای باشکوه، پیکر جوانی را به خاک سپرد که نامش برای همیشه در خاطره مردم این شهر باقی خواهد ماند. مردمی که در این روز نشان دادند در لحظههای تلخ نیز کنار هم میایستند و یاد فرزندان از دسترفتهشان را با احترام و همدلی گرامی میدارند.
مردمی که اهل مقاومت هستند وذره ای از خاک وطن شان را با هیچ چیزی عوض نمیکنند.
مردمی که شرافتمندانه پای مام میهن ایستاده اند.
علیرضا رحیمیان
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0