خبرگزاری تسنیم،یادداشت،حسن عرفانیان| چهل روز گذشته، اما برای خیلیها هنوز همان شب تمام نشده؛ شبی که قرار بود صدای سفره شنیده شود، اما صدای آتش و آوار و فریاد، همهچیز را بلعید.
خیلیها هرگز برای اغتشاش نیامده بودند؛ قصه، قصهی معیشت بود و چراغهایی که کمنور شده بود، اما دشمن دقیقاً همین مطالبهی درست را دزدید، وسطش کبریت کشید و کاری کرد «دردِ نان» پشتِ دودِ ناامنی گم شود؛ تا مردم بهجای اصلاح و درمان، در خاکسترِ آشوب گرفتار بمانند.
چهلم برای ما فقط یک تاریخ نیست؛ سنتی است برای اینکه داغ را در سکوت دفن نکنیم و حقیقت را زیر آوارِ روایتها جا نگذاریم.چهلم یعنی اشک هست، اما چشم هم باید باز بماند؛ چون بعضیها بلدند از اشکِ ما نردبان بسازند و از داغِ ما سوخت.
دیماه نشان داد جنایت فقط «درگیری خیابانی» نبود؛ تعرض به خودِ زندگی بود.آنجا که درمانگاه را به آتش میکشند و پرستاری که پایِ خدمت ایستاده راهِ نجات پیدا نمیکند و در همان شعلهها شهید میشود، دیگر اسمش اعتراض نیست؛ جنگِ تمامعیار است، وحشیگریِ آشوبگرانی که سرمستِ قساوت بودند و با پشتگرمیِ اجنبی، دست به این جنایت زدند.
و خشونت فقط آتش نبود؛ رئیس سازمان پزشکی قانونی گفته «تعداد قابل توجهی» با بریدن گلو یا اصابت چاقو، یا شلیک نزدیک به گردن جان باختهاند؛ یعنی تیغ را گذاشتند روی نفسِ مردم.
در کنار این تاریکیها، یک چیز روشن ماند: مردمِ ایران با همه تفاوتهای سلیقه و گله و نقد، وقتی پای «ایران» وسط بیاید، دلشان یکصدا میشود.دیروز در مراسم چهلم، مردم در مصلای امام خمینی(ره) تهران با پرچمهای ایران حاضر بودند و برنامه با تلاوت قرآن و سرود ملی آغاز شد؛ یعنی عزاداری، تبدیل شد به یادآوریِ ریشه و پیوند.
این قابها یادمان داد وطندوستی فقط یک واژه نیست؛ همان نخِ محکمی است که اگر نگهش داریم، از دلِ طوفان هم عبور میکنیم.اینجا باید یک جمله را صریح گفت: ما هم میفهمیم خیلیها از فشار معیشت زخمیاند؛ این درد واقعی است و درمان میخواهد.
اما باید دید چه کسانی از همین درد، «سناریوی خون» ساخت؛ سفره را بهانه کرد، آتش را ابزار کرد، ویرانی را محصول کرد و حالا غلط میکند ادای داغدار دربیاورد و با اشکِ مردم برای خودش بیگناهی بتراشد.
صاحبِ عزا ملت ایران است؛ نه آنان که دیروز دعوت به آشوب و تخریب میکردند و امروز میخواهند روی این داغ، نردبانِ تازه بسازند.چهلم یعنی از شوک عبور کنیم و به شعور برسیم: امنیت مثل هواست؛ تا هست، دیده نمیشود؛ وقتی رفت، زندگی بند میآید.
و وحدت شعار خشک نیست؛ طنابی است که اگر پاره شود، سقوطش برای همه است.و هشدار آخر: دشمنان خیال میکنند میشود از هر داغ، آتشِ بعدی را روشن کرد؛ از هر چهلم، «چلههای زنجیرهای» ساخت تا کشور در چرخهی التهاب بماند و هیچ درمانی به سفره نرسد.
اما اگر این ملت یک چیز را یاد گرفته باشد، همین است: ایران را نمیشود با آتشِ اجارهای گرفت؛ نه با کبریتِ خیابان، نه با دلارِ بیرون، نه با تیترِ دروغ.
ما صاحبِ عزاییم؛ و صاحبِ عزا فقط گریه نمیکند، حافظه دارد. چهلم تمام میشود، اما عهدِ ما نه.«دردِ نان» را از دست آتشافروز پس میگیریم، حقیقت را از زیر آوار بیرون میکشیم و نمیگذاریم کسی وطن را از داخل زخمیتر کند؛ ایران میدانِ معاملهی خونِ مردم نیست.
انتهای پیام/.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0