حمیدرضا ترقی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از مشهد، با اشاره به بیانات اخیر رهبر انقلاب درباره ناآرامیهای گذشته، اظهارکرد: نوع سازماندهی، الگوهای رفتاری و ابزارهای مورد استفاده در این وقایع نشان میدهد که موضوع صرفاً یک اعتراض اجتماعی خودجوش نبوده، بلکه با یک پروژه چندلایه مواجه بودیم که هدف نهایی آن ایجاد بیثباتی ساختاری در کشور تعریف شده بود.
وی افزود: در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، کودتا اغلب با مداخله مستقیم نیروهای نظامی شناخته میشود، اما در تحولات جدید جهانی، شکلهای پیچیدهتری از براندازی شکل گرفته که در آن از شبکههای اجتماعی، جنگ شناختی، عملیات روانی و سازماندهی عناصر داخلی برای ضربه به ساخت حکمرانی استفاده میشود و از این منظر، تعبیری که رهبر انقلاب به کار بردند ناظر بر همین الگوی نوین است؛ یعنی تلاشی سیستماتیک برای فرسایش اقتدار دولت از درون، با پشتیبانی بیرونی.
دبیر حزب مؤتلفه اسلامی در خراسان رضوی ادامه داد: بررسی شواهد نشان میدهد بخشی از عناصر فعال در این ناآرامیها ارتباطاتی با جریانهای خارجنشین داشته و از آموزشهای رسانهای و امنیتی بهره بردهاند.
به گفته وی، این پیوند میان لایههای داخلی و مراکز هدایت بیرونی، نشاندهنده آن است که هدف، صرفاً اعتراض مقطعی نبوده بلکه طراحی برای ایجاد زنجیرهای از بحرانها در حوزه امنیت، اقتصاد و افکار عمومی دنبال میشده است.
ترقی با بیان اینکه بیثباتسازی اجتماعی معمولاً مقدمه فشارهای بزرگتر خارجی است، تصریح کرد: در بسیاری از تجربههای منطقهای، ابتدا شکاف اجتماعی تشدید میشود و سپس فشار سیاسی یا امنیتی خارجی افزایش مییابد. او مدعی شد در سناریوی مورد نظر طراحان خارجی، ناآرامی داخلی میتوانست زمینهساز فشارهای گستردهتر علیه ساختار سیاسی ایران شود.
این فعال سیاسی به هشدار رهبر انقلاب درباره تبدیل هرگونه تقابل نظامی آمریکا با ایران به یک جنگ منطقهای پرداخت و گفت: این سخن یک پیام صرفاً دیپلماتیک یا تبلیغاتی نیست، بلکه مبتنی بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه است. به اعتقاد وی، هر درگیری گسترده میتواند دامنهای فراتر از دو کشور پیدا کند.
وی سه پیامد احتمالی را در این چارچوب برشمرد و گفت: نخست، درگیر شدن مستقیم پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه در صورت بروز تقابل؛ دوم، تأثیرگذاری بحران بر مسیرهای حیاتی انرژی و تبعات آن برای اقتصاد جهانی و سوم، گسترش دامنه تنش به بازیگران و منافع متحدان واشنگتن در منطقه.
ترقی اضافه کرد: منطقه غرب آسیا از نظر تراکم منافع قدرتهای مختلف در وضعیتی قرار دارد که هر درگیری بزرگ میتواند زنجیرهای از واکنشها را فعال کند؛ همین احتمال سرریز شدن بحران، بخشی از منطق بازدارندگی ایران را شکل میدهد.
این فعال سیاسی با اشاره به مواضع برخی کشورهای منطقه درباره ضرورت حفظ ثبات، گفت: بسیاری از دولتهای منطقه از تشدید تنش نظامی استقبال نمیکنند، زیرا هر بحران گسترده میتواند امنیت اقتصادی و انرژی آنها را نیز تهدید کند و از این رو، پیام اصلی موضعگیری اخیر، تأکید بر این است که امنیت منطقهای بیش از هر چیز نیازمند همکاری جمعی و پرهیز از تبدیل شدن منطقه به میدان رقابت نظامی قدرتهای فرامنطقهای است.
ترقی در پایان تأکید کرد: تحولات اخیر نشان داد که جنگهای جدید صرفاً در میدان نظامی تعریف نمیشوند، بلکه عرصههای رسانهای، اقتصادی و اجتماعی نیز بخشی از میدان رقابت هستند؛ بنابراین مدیریت هوشمندانه این حوزهها نقشی تعیینکننده در حفظ ثبات ملی دارد.
انتهای پیام/282





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0